
گروه اندیشه: مطلب حاضر تحلیل کوتاه اما عمیق روانشناختی است که در خود ، مفهوم تاریخی و کلامی «اجل ملتها» را از ساحت متافیزیک به آزمایشگاه روانشناختی منتقل میکند تا نشان دهد چرا امپراتوریهای بیرحم، پیش از آنکه در میدان جنگ مغلوب شوند، در ذهن خود فرو میپاشند. این مطلب که در کانال بازتاب ۲ منتشر شده، به این سوال پاسخ درخوری می دهد که آیا سقوط قدرتهای بزرگ صرفاً محصول شکستهای نظامی است یا ریشه در یک «خودکشی ساختاری» دارد؟ این مطلب با نگاهی به آرای پنج متفکر بزرگ روانشناسی نشان میدهد که «اجل ملتها» بیش از آن که حکمی آسمانی باشد، فرجامِ گریزناپذیرِ عارضههای روانی-اجتماعی است. از فروید که فوران «غریزه مرگ» را عامل خودویرانگری قدرتهای بیرقیب میدانست، تا یونگ که «تورم روانی» و انقطاع از واقعیت را عامل انفجار حبابِ قدرت میدید، همگی بر یک اصل توافق دارند: قدرتِ م روانشناسی روان روز” height=”362″ src=”https://ravanerooz.com/wp-content/uploads/2024/03/adler-780×470.png” width=”600″>
خلاصه تحلیلی: از نگاه این روانشناسان، «اجل» یک امر تصادفی نیست؛ بلکه یک «سقوطِ ساختاری» است. قدرتهای بیرحم پوزهبند میخورند چون: از واقعیت منقطع میشوند (یونگ).از درون دچار پوچی میشوند (فرانکل).ماشینِ تخریب شان در نهایت خودشان را میبلعد (فروید و فروم).و زیر بارِ سنگینِ نارسیسیسم و تنشهای بیپایان میشکنند (آدلر).
در دنیای روان اصلی وجود دارد: «چاقو همیشه دستهاش را میبُرد.»
۲۱۶۲۱۶
