
به گزارش مجله خبری نگار،هدف اصلی این روایت واقعا کدام گروه بود که حتی نهاد بهظاهر رسمی ساترا، دل به دلشان داد تا در همان گام اول مهر توقیف بر پیشانی آن بخورد؟ جریان معروف به پایداری از هدف قرار گرفتن کدام بخش از ماهیت وجودی خود، به هراس افتاده بود که جبهه رسانهای خود را هنوز هم علیه سریال از تکاپو نینداخته است؟ در هفته اخیر و پس از پخش قسمت پانزدهم سریال «بدنام» یکی از سکانسهای کلیدی آن بهصورت ویژه مورد توجه قرار گرفت و بریده آن در شبکههای اجتماعی فراگیر شد. سکانس مربوط به تقابل یلدا و اسماعیل در راهروهای دادگاه و جایی که فرزند ابراهیم، خطاب به معشوق سابق خود میگوید: «قرآن؟ کاش بهجای اینکه پشتش یادگاری مینوشتی دو ورقش رو میخوندی که این جوری زندگیِ یه آدمو آتیش نزنی.» و یلدای جوان و زخمخورده که هنوز دلبسته اسماعیل است و همزمان آتش خشمش علیه ابراهیم به اوج رسیده در جواب میگوید: «ترجیح میدم پشتش یادگاری بنویسم تا مثل بابای (..) بکنمش ابزار پدرسوختگی و دورویی!» البته حامد عنقا پیش از این هم در آثاری همچون سریال «آقازاده» و یا فیلم سینمایی «غریب» حساسیت و مرزبندی جدی خود با مدعیان دینداری و ریاکارانی که تلاش میکنند افکار و اقدامات مفسدهآمیزشان را در زرورقی از نمودهای مذهبی و دینی پنهان کنند، اثبات کرده بود، اما به نظر میرسد اینبار و در «بدنام» تندتر و تیزتر از همیشه تیغ خود را برای تقابل با تزویرگران، برکشیده است.
