
حسن عبدلیان پور در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری میزان قرار داد در رابطه با حمله رژیم صهیونسیتی به ساختمان صدا و سیما نوشت: آنچه در حمله نظامی رژیم منحوس اسرائیل به تأسیسات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران رخ داد، نه صرفاً رخدادی تلخ در حوزه امنیت ملی و مخاصمات مسلحانه که رخدادی اساسی در عرصه آزمون حقوق بینالملل بشردوستانه و حقوق بشر جهانی است؛ رخدادی که ابعاد آن نیازمند واکاوی عمیق در چارچوب نظریه و عمل معاهدات، دکترین و منابع عرفی حقوق بینالملل است.
در گام نخست، مطابق مقررات لاهه ۱۹۰۷ و پروتکل اول الحاقی به کنوانسیونهای ژنو ۱۹۷۷، اصل تمایز میان اهداف نظامی و غیرنظامی (ماده ۴۸ پروتکل)، رکن حیاتی حقوق مخاصمات است. تنها اهدافی میتوانند هدف حمله قرار گیرند که ارتباط مستقیم و مؤثر با عملیات جنگی داشته باشند (ماده ۵۲ پروتکل یادشده). بر همین اساس، مراکز رسانهای مادامی که نقش فعالی در عملیات خصمانه نداشته باشند بهعنوان مصادیق بارز اماکن غیرنظامی، مستظهر به حمایت ویژهاند. کمیته بینالمللی صلیب سرخ (ICRC) در قواعد عرفی خود (Customary IHL Study, Rule ۷, Rule ۱۰, Rule ۱۴) این قاعده را استخوانبندی نظام حقوقی جنگهای معاصر میداند.
تعرض به رسانهها را، حتی در فرض نقش تبلیغی عمومی، فاقد اخذ وصف هدف نظامی میشمارد، مگر آنکه شواهدی قطعی بر مشارکت مستقیم در خصومتها وجود داشته باشد. در غیاب چنین مستنداتی، حمله به صداوسیما را باید مصداق بارز violation of distinction and proportionality و جنایت جنگی طبق ماده ۸ (۲) (ب) (۲) اساسنامه رم دانست.
