در این بخش جملات غمگین گریه و اشک با متن های بعض دار و عکس پروفایل غصه و ناراحتی را ارائه کرده ایم با ما همراه باشید.
بغض من را صدایی نیست، در میان این همه فریاد!
در سکوت شب چه غمگین بود، صورت ماه همچو صورت من
وقتی زندگی،
صد دلیل برای گریه کردن
به شما نشان میدهد؛
شما هزار دلیل برای خندیدن
به آن نشان دهید…
روزهای تعطیل سخت تر میگذرند!
چون میدانم وقت داری به من بیندیشی،
اما نمی اندیشی . . !
بعد از تو
خنده هایم در همان خیابان ها که با هم قدم زدیم
گم شدند
و جایشان را دادند
به بغضی که چشمانم را هر شب تر میکند
بغضی که نفسم را گرفته است
و تا سر حد مرگ میبرد مرا
بغضی که تا آخر عمرم قول همراهی داده است
آبی که از این دیده چو خون می ریزد
پیداست که خون من چه برداشت کند
قلبی خاکی داشتم ، آدما خیسش کردند
زدند شکستند ، خاک شد ، پا رویش گذاشتند ، رد شدند…
چنین زخمی که من خوردم نه از بیگانه از خویش است
شب رفتن تو را دیدم ولی انگار در کابوس
یکی بود ، یکی نبود
من دیدم و اون ندید
بدترین درد اینه که ،
مخاطب های گوشیتو چک کنی
و بخوای با یکی درد و دل کنی
ولی . . .
هیچکس و پیدا نکنی . . .
ببار اي ابر بارونی
ببار و گونه مو تر کن
مث بغض دل ابرا
ببار این بغضو پرپر کن !!
مثل حوا فقط متعلق به او بودم
مثل زلیخا گریه را فدای عشقش کردم
مثل شیرین چشم انتظارش ماندم
مثل لیلی دلباختهی دیوانگی اش شدم
مثل شهرزاد برایش زندگی کردم
اما او…
حتی یک لحظه هم
برایش مثل آیدا، “خدای کوچکِ قصه های شاملو” نبودم
برای مردم زندگی نکن
غمگین ترین آدم ها
ﭘﻴﺸﺎﻧﻰ ﺍﻡ ، ﭼﺴﺒﻴﺪﻥ به ﺳﻴﻨﻪ ﺍﻯ ﺭﺍ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ
ﻋﺠﺐ ﺩﻝ ﭘﺮ ﺗﻮﻗﻌﻰ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﻦ !
آدم هر چقدرم که بگه مهم نیست
بالاخره یهویی همش جمع میشه تو گلو
میشه بغض و میترکه
میگن درد رو از هر طرف بخونی
ولی درمان رو از اخر بخونی
ماهی ها گریه شان دیده نمیشود
گرگ ها خوابیدنشان
عقاب ها سقوطشان
و انسان ها درونشان!
زن ها بعد از گریه تصمیمات جدی میگیرند
من از گریه کردن جلو دیگران متنفرم!
مکث کن، نفس عمیق بکش
ولی هیچ وقت ناامید نشو
دلـــــــم مـــــی خــــــواهـــــــد
دســــتـــــ یــــک آدم دیــــگــر
اشک آخرین گزینه مردهاست!
حرفها سه دسته اند :
دسته اول : گفتنی ها
دسته دوم : نوشتنی ها
و دسته سوم : قورت دادنی ها
دو تای اول سبکت می کنند ، سومی سنگینت
در گلویم یک زمستان برف جا خوش کردهاست
گریه میخواهد مرا دست تو بسپارد ببین!
دلتنگی لجبازترین حس دنیاست….
گریه می کند…..
بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت
اندوه چیست ؟ عشق کدام است ؟ غم کجاست ؟
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمریست در هوای تو از آشیان جداست . . .
در خیالات خودم، در زیر بارانی که نیست
می نشینی روبرویم، خستگی در می کنی
کــآش فقـــط بودی . . .
وقتی بغـــض میکردم . . .
بغلــــم میکردی و میگفتی . . .
ببینــــم چِشــآتو . . .
منـــو نیگــــآ کُن . . .
اگه گریــــه کنی قهر میکنــــم میرمــــ.. .
