جملات زیبا درباره دوست داشتن با عکس نوشته های عاشقتم و دوستت دارم

تکرار مکررات عالم است!

زیباترین جملات در مورد دوست داشتن عاشقانه به همراه عکس نوشته های با نوشته عاشقتم و دوستت دارم در ادامه این مطلب گردآوری کرده ایم.

تو که باشى

تکرار مکررات عالم است!

نمی‌دانم چه حسی هست این عاشقی؟
وقتی می‌نشینم، وقتی راه می‌روم، وقتی می‌خوابم
دوستت دارم وقتی صدایی می‌آید دوستت دارم.
وقتی سکوت است دوستت دارم چه می‌کنی با من که چنین راحت همیشگی شده‌ای

بودن تو دلیل نمی‌خواهد؛ تو خودت دلیل بودنی.
بودن من را دلیل باش.
دوستت دارم عشق من

کسی را دوست دارم
که آنقدر برایم کسی است
که نگاهم دیگر دنبال کسی نیست

دوست داشتن تو

دوست داشتن تو

همین که تو می دانی

کافیست …

دوستت دارم به اندازه ی
پلک هایی که در زمان خیال پردازی هایم زدم
و چه بسیار خیالاتی که در ذهن پروراندمش

تمامِ آن چیزی که درباره‌ی تو در سرم هست،
ده‌ها کتاب می‌شود،
اما تمام چیزی که در دلم هست،
فقط دو کلمه است،
دوستت دارم

پاییز را دوست دارم
برای وقت‌هایی که کنارت هستم و دلتنگت میشوم…!
همان وقت‌ها
که بی اختیار خودم را در آغوشت جای میدهم
دستانت را دورِ بودنم حلقه میکنی
قربان صدقه‌ی احساساتم میروی
و من زیرکانه
سرما را بهانه میکنم تا مبادا بفهمی که
دوست داشتنت چه بر سرم آورده!

لبخند تـــو …
مشهور ترین سیب بهشتی ست
از طرح لب توست که…..
حوا نگران است
دوستت دارم عشقم

ترجیح می دهم که در قلب تو باشم تا در ذهنت

دوستت دارم عشقم

غیر ممکنه که بتونی عشق منو اندازه بگیری، توضیح بدی، بشمری یا به تصویر بکشی
فقط می تونی حسش کنی
دوستت دارم.

می‌توانم تو را مال خودم صدا کنم؟
آن وقت
من اسمم را فراموش می‌کنم
و تو هم می‌توانی مرا
مال خودم صدا کنی؟!

دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست

حتی این روزها گاهی پرواز میکنم

قرار است کسی را به شکوفه تعبیر کنم
قرار است دست بهار را بگیرم
و از این کوچه‌ی بی‌آسمان بگذرم
قرار است کسی را به ستاره تعبیر کنم
به شکوه، به آن اتفاق
به آن اتفاقی که نامش را گذاشته‌اند
عاشقی..

جمعه باشد
غروب باشد
دريا هم باشد
تو نباشى
اين خودش غمگين‌ترين
شعر جهان است.

محبوب من
دلتنگی بخشی از من نه ،
بلکه تمام من است..
بعد از شناختن «عشق» دلم برای همه چیز و همه کس تنگ میشود..
بیشتر برای “تو”
دلتنگی اصلا خوب نیست، این حس لعنتی صورتهای مختلف دارد..
گاه بصورت کودکی بدعنق ظاهر میشود که با هیچکس نمی سازد..
گاه به شکل نوجوانی پر غرور و سرکش همه ی قوانین جهان را زیر پا میگذارد ..
گاه هم به شکل قطره اشکی از گوشه ی چشم می لغزد و با شوری اش لبها را نوازشی می دهد و غمش می ماند..
غمی که یک کنج دنج برای خود در دل آدمیزاد پیدا میکند و همان گوشه کز می کند..
دلتنگی..
این تلخِ عصیانگر اما، حرف تو که میان باشد به شکل ماتمی شیرین ظاهر می شود..
ماتمی که هیچ گاه تمامی ندارد..
دلتنگی فقط با تو درمان می شود …

از تو دور بمونه چشای بد
اون نگات همه رو دیوونه کرد
ضربان دلم باتو رو صد
نفسم میره واست
جایی رفتی زود برگرد
غمت نباشه من عاشقتم

راست میگویند
نفسم از جای گرم بلند می شود
از جای گرم
درست میان آغوشت

بگذار بگویند که او مرد نبود
این عشق به گریه کردنش می‌ارزید!

عشق
تعبیرِ قشنگی است
برایم از تو
ورنه کمتر سخنی بود
که معنای تو داشت

یافتمت تا از دستت دهم
و عاشقت شدم تا دلتنگت شوم.

و شاید زیباترین خاطرات عاشقانه
همانی‌ست که هیچ‌گاه تجربه‌اش نکردی
همانی‌ست که هیچ‌وقت به آن نرسیدی
با من از وصال نگو..
قانون طبیعت این است
که هر چه بیش‌تر برسی می‌گندی
که آنچه بیش‌تر برسد می‌‌گندد..!

بعضیا انقدر قشنگ همو دوست دارن

نمی‌شود که تو باشی
درست همین‌طور که هستی
و من، هزار بار خوب‌تر از این باشم
و باز، هزار بار، عاشق تو نباشم

تو دوست داشتنی‌ترين
پيچكی هستی
كه دلم می‌خواهد
به دست و پای زندگیم بپيچی
و مدام قد بكشی در لحظه‌هايم
و حالم را خوب‌تر كنی..!

از تو فروردینی‌تر
هیچ کسی نیست!
حتی بهار هم
به خاطر تو
جوانه می‌زند…

سپیده ها رو تگ‌کن
تڪرار می‌ڪُنم دوستت داشتنت را
در زوایایِ هزار آیینه
مڪرر می‌بوسمت
پایدار می‌خواهمت

تو عطر کدام خوشبو‌ترین گل جهانی؟
که هر کجا می نویسمت
شکوفه می‌دهی؟

چه خوب كه هنوز دلم برای عشقم می‌لرزد
و نگاهم می‌دود دنبال بهار
كه گاهی يادش می‌افتد تا ببارد، تا بوزد
تا آسمان شود روی سر ما..
كه دلخوشيم به همين
دقايقِ كوتاهِ عاشقانه خوشحال

خشت بر خشتِ زوایای جهان گردیدم
منزلی امن‌تر از گوشه‌ تنهایی نیست!

مرا به گردشِ صد قصه
می‌­بَرد چشمت

تو را باید سال‌ها بوسید
غزلی بلندتر از این
برای سرودن نداشتم.

چگونه به گل سرخی
که در دستانم منتظر توست
بگویم: رفته‌ای!؟

چقدر می‌خواهی نباشی
چقدر از این روزها مگر می‌توانند بیایند
و چشم انتظارِ رسیدنت دود شوند

رویایی‌ست
همه چیز این دنیا
کنارِ هر لبخند نوبرانه‌ات!

مرد اونی نیست که بوی عطر تلخ بده یا، اونی نیست که بیست و چهار ساعته دورت بگرده مرد فقط اونیه که وقتی بهش میگی برو بفهمه همون لحظه باید بغلـت کنه!

تو هیچ نقطه ضعفی نداشتی
من داشتم …
من عاشق بودم

هنوز هم
دوست داشتنت را
نفس میکشم
شبیه زنی که
از آیینه ها
جوانی اش را طلب دارد

تو را در روزگاری دوست دارم
که عشق را نمی‌شناسد!

آری، آن روز چو می‌رفت کسی
داشتم آمدنش را باور
من نمی‌دانستم معنی «هرگز» را
تو چرا بازنگشتی دیگر؟

راه شب را بگیر و تا انتها بیا
به یک منِ چشم انتظار که رسیدی
در آغوشش بگیر
که بی‌نهایت دلتنگ است…

باید اهل عمل باشی
تا بفهمی چه می‌گویم
در «کار امروز را به فردا مسپار»
حرف حرفِ بوسیدن است
حرف آغوش است
بحث عوض کردن
خاک گلدان کنار پنجره است
حتی دم کردن چای با عطر دارچین

این دیدارهای کم و بیش
تنها دلم را می سوزاند
کوتاه بگویم
تمامت را می خواهم

میخواستمش تا زنده بمانم
او مرا می خواست
تا تنها نماند
حوض بی ماهی,
با ماهیِ بی حوض
خیلی فرق دارد…

مثل هر شب مانده‌ام
در حسرت یک شب بخیر
گاهی آدم..
بی‌قرار چیزهای ساده است!

به رغم سر به هوا بودنم زمين‌گيرم
به سر هوای تو را دارم
از زمين سيرم!

این حرف‌های جدید را کنار بگذار
می‌خواهم مثل آدم‌های قدیمی
با تو حرف بزنم!

ما قدیمی‌ها
بهتر عاشق می‌شویم
بیشتر عاشق می‌مانیم
کمتر دنبال کلمات می‌گردیم!

منبع  : مجله تاپ ناز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *