جملات زیبا برای ماه محرم با پیام های مفهومی (متن سنگین درباره امام حسین)

محرم اولین ماه از ماه‌های قمری و ماهی است که در آن شیعیان در سراسر جهان به یاد شهادت امام حسین(ع) و یاران باوفایش در واقعه کربلا، عزاداری می‌ کنند. این ماه ماهی پر از غم و اندوه، اما در عین حال ماهی پر از درس و عبرت است. در این ماه درس‌ های ایثار، فداکاری، شجاعت و ظلم‌ ستیزی از نهضت عاشورا به انسان‌ ها آموخته می‌ شود.

محرم اولین ماه از ماه‌های قمری و ماهی است که در آن شیعیان در سراسر جهان به یاد شهادت امام حسین(ع) و یاران باوفایش در واقعه کربلا، عزاداری می‌ کنند. این ماه ماهی پر از غم و اندوه، اما در عین حال ماهی پر از درس و عبرت است. در این ماه درس‌ های ایثار، فداکاری، شجاعت و ظلم‌ ستیزی از نهضت عاشورا به انسان‌ ها آموخته می‌ شود.

کاش زمین قصه می‎گفت
کاش زمین شعر می سرود
اگر زمین قصه می‎گفت
قصه خون حسین
قصه ی نخل‎ های سوخته در امتداد رود ………….
و دل سودا زده‌ مان را بدنبال خویش به صحرای خون و جنون می‎کشانیم،
و در میان چکاوک شمشیرها و باران نیزه ‎ها از میان خیمه ‎ها می‎گذریم.

مسئولیت شیعه بودن یعنی چه!
مسئولیت آزاده انسان بودن یعنی چه!
باید بدانید که همه جای زمین
که همه صحنه‌ها کربلاست
و همه ماه‌ها محرم و همه روز‌ها عاشورا
باید انتخاب کنید: یا خون را، یا پیام را، یا حسین بودن یا زینب بودن را، یا آن‌چنان مردن را، یا این‌چنین ماندن را

در بهار گل ها شد خزان ماتم

طــوفان بلا برخاست

یازده ماه از خدا اینروزها را خواستم

اذن دق الباب این خانه برای ما بس اسـت

ماه عاشورا رسیده، خون بود جاری زدیده
زینب مظلومه گیرد بوسه از حلق بریده
سینه سوزان دیده گریان
واحسینا، واحسینا
هر که مرا به روضه تو راه داده است
تاج محبت تو به فرقم نهاده است
از ابتدای خلقت حق در دو چشم ما
تصویری از عزای محرم فتاده است

آغاز می شود سالی که دل های همیشه عاشق را، دوباره متوجه «مکتب سرخ شهادت»

شهادت: میوه همان درختی که ریشه در «هَیهات مِنّ الذلّة» دارد و

به محرم كه می‌رسی، عاشورا را به یاد می‌آوری و حسین را…

شرح شرحه شرحه شدن عشق
در اجتهاد شریح آنروز که خون خدا را مباح میکرد
و اوج منزلت ری که جای بهشت نشست در نگاه پسر سعد
عاشورا فریادی رسا از حلقوم بریده تاریخ خطبه خطبه اشک
بر گونه های خشک وارثان آب عاشورا

اگر در جامعه‌ای فقط یک حسین و یا چند ابوذر داشته باشیم
هم زندگی خواهیم داشت هم آزادی
هم فکر و هم علم خواهیم داشت
و هم محبت هم قدرت و سرسختی خواهیم داشت
و هم دشمن‌شکنی و هم عشق به خدا

این کاروان نیست که پیش می رود؛ حادثه است. این بیابان های داغ است که گام های کاروان را به دوش می کشد. این ظهر دم کرده بیابان های تفتیده اتفاق است که بر تن دقایق، عرق کرده است. کاروان، آرام آرام رهسپار می شود با صدای زنگ شتران و شیهه اسبان. کربلا، نفس نفس می زند و فرات، تشنه تر از همیشه، در خویش می جوشد و سر بر جداره ها می کوبد…

آمد دوباره ماه ماتم

دل هاي‌ ما در شور و شین اسـت

این بیرق و لوح و علمو عشقه

تو سیصد و شصت و پنج روز هر سال

وحشت گرفته بود
تمام وجود اعضای زمین را
و خون میگریست آسمان
و عشق را کشته بودند
فرشتگان گریه میکردند
کسی نبود صدای کودکان را بشنود
گریه شان را ببیند
آرامشان کند
قیامت بود
عاشورا..

عالم همه قطره و درياست حسين ، خوبان همه بنده و مولاست حسين ، ترسم كه شفاعت كند از قاتل خويش ، از بس كه كَرَم دارد و آقاست حسين

قيامت بي حسين غوغا ندارد”شفاعت بي حسين معنا ندارد”حسيني باش كه در محشر نگويند”چرا پرونده ات امضاء ندارد

عالم همه محو گل رخسار حسين است ، ذرات جهان درعجب از كار حسين است . داني كه چرا خانه ي حق گشته سيه پوش ، يعني كه خداي تو عزادار حسين است

ارباب صدای قدمت می آید
هنگامه اوج ماتمت می آید
ما در تب داغ و غم تو میسوزیم
یک روز درگر محرمت می آید.
صلی الله علی الباکین

عید (غدیر) گذشت و خبر از یار نیامد
بر زخم دل فاطمه، غمخوار نیامد
چند روز دگر مانده که با ناله بگوئیم
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
سقای حسین، سید و سالار نیامد

خیمه ماه محرم زده شد بر دل ما / باز نام تو شده زینت هر محفل ما
جز غم عشق تو ما را نبود سودایی / عشق سوزان تو آغشته به آب و گل ما . . .

دلم مست و لبم مست و سرم مست
بخون ای دل که صبرم رفته از دست
بخون ای دل محرم اومد از راه
بخون اجر تو با عباس بی دست . . .

یادتان باشد لباس مشکیم را تا کنید
گوشه ای از قبر من این جامه را هم جا کنید
کاش من در شام تاسوعا بمیرم تا شما
خرجیم را نذر ظهر عاشورا کنید

امـــشـــب مــــی خـــــوام بـــشـــیـــنــم از آرزوهــــام بــنــویـــســـم
بــــه نــــام خـــــــدا
کــربـــلا
تـــــمـــام . . .

حسینِ من…..
بیا و این دل شکسته را بخر…
حسینِ من….
مسافر جامانده را با خود ببر….
السلامُ علیک یا ابا عبْدالله

چه خوش است اگر ببینم عرفات و کربلا را
حرم عزیز زهرا، شب مشعر و منا را
به خدای کعبه سوگند همه حج من حسین است
به دوصد منا نبخشم عرفات کربلا را

محرم آمد و ماه عزا شد
مه جانبازی خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگویید
دوباره شور عاشورا به پا شد

ای حسین فاطمه این کینه هامان را ببین
قلب مجروح درون سینه هامان را ببین
یازده خورشید را کشتند و داغ تو فزون
تکه تکه زین ستم آیینه هامان را ببین

ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا

سلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی

«باز این چه شورش است که در خلق عالم است؟!»
«شور حسین علیه السلام است؛ چه ها می کند»؟!
فصل فراوانی یادت از راه رسیده است و من نوبرانه های اشک را از نگاهم چیده ام.
غمی سترگ بر دلم چنگ انداخته است؛ غمی به وسعت غروب عاشورا؛
غمی به اندازه پریشانی «زینب» علیهاالسلام هنگام وداع؛
غمی به بلندای فریاد «قاسم علیه السلام » از دل میدان،
غمی به وسعت زیباییِ علی اکبر علیه السلام
غمی به نازُکای حنجره «علی اصغر»، آن گاه که حتی،
تاب نوازش خنکای نسیم را نداشت چه رسد به شرنگ تیر سه شعبه.
غمی به ارتفاع تلِّ زینبیه؛ هنگامی که زینب علیهاالسلام دیگر صدای
لا حول و لا قوة إلاّ باللهِ را از حنجر امام علیه السلام نمی شنید
و آخرین تبسّم برادر را در ذهن خسته اش، تجسّم می کرد.

از پا افتاده‏ام؛ از بس که کنار هر جنازه صدچاک زانو زدم و نشانی از تو ندیدم.

خودت را به من نشان بده، ای بی‏نشانه‏ترین!

پرسیدم از هلال ماه، چرا قامتت خم اسـت

گفتم کـه چیست محرم؟

باز هم در کوچه
یک صف طولانی ست
توی این صف اصلا
حرفی از نوبت نیست

یک طرف پر بچه
یک طرف پر بابا
می رود آهسته
دسته عاشورا

ای نظر گاه نگاهت همه ی آمالم
دل حسینی شد و تا حشر به این منوالم
من عزادار تو این چند محرم نشدم
از ازل یار توام هست هست هزاران سالم

منبع  : مجله تاپ ناز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *