جملات در مورد امام زمان (عج) + جملات زیبا در مورد ظهور امام دوازدهم حضرت مهدی

این همه آب که جاریست نه اقیانوس است

مجموعه جملات ویژه در مورد امام دوازدهم امام زمان (عج)، آغاز امامت آن حضرت و متن های ویژه ظهور حضرت مهدی را در این مطلب تاپ ناز گردآوری کرده ایم با ما همراه باشید.

اي بهار آفرینش، اي یادگار اهل کسا، یا مهدی!
قسم بـه سپیده ي رویت،
بـه طلوع دیده ات،
بـه مژگان سیاهت،
بـه محراب ابروی مهسایت،
بـه غنچه ي لبهایت،
بـه قامت رعنایت،
بـه شهد کلامت

اي کاش در نینوا بودی و علمدار عرصه ي عشق می شدي.
اینک بی تو در بهتی عظیم در لهیب فراق می سوزیم.
دل هاي‌ سیاهمان حجاب دیدار با موعود منتظران اسـت و چه اندیشیم کـه جز لقای تو سیاهی نزداید و نورانی نکند.
باز آی و بی قراری دل و بی شکیبی دیده ي ما بـه شهد وصل، شفابخش و عطر کرامت خویش بر عرصه ي اهل نیاز، گستر.

اما آقای ما، برای ظهورت
به روسیاهی‌مان نگاه نکن و به دستهایمان که خالی هستند
و به زبانمان نیز گوش مسپار که گناهکارتر از آن است که تو را با صداقت و اخلاص بخواند
قلب، آن اندک بندگان واقعی خداوند را ببین که هر روز تو را می‌خواند…

درود بر شامگاهان و صبح گاهان حضورت.
شکرا کـه بارانی از سپیده بر دشت خشک انتظار بارید و شعبان، مبدأ تاریخ عاشقان شد.
نهر اشک شیعه از حرا تا سامرا پیمود و عندلیب عشق در سراپرده ي گل، شعفناکی آغازید.
همتای رسول یار می‌آید.

یا صاحب الزمان! جوانان برای خرسندی ات جان در دایره ي شهادت گذاشتند و مردان مان موی در ساحت انتظار، سپید کردند و پیران مان بی تاب لحظه ي دیدارت از سرای دنیا کوچیدند؛
و دریغا کـه نیامدی یا مهدی!

مهدے جان!
هر زمان که مے گوییم:
العجل یا مولای یا صاحب الزمان!
زمزمه هایت را میشنوم که میگویے:
صبر کن چشم دلت نیل شود مے آیم
شعر من حضرت هابیل شود مے آیم
قول دادم که بیایم به خدا حرفے نیست
دل به آیینه که تبدیل شود مے آیم
«اللهم عجل لولیک الفرج»

در کدامین نخلستان هستی با دلدار خود بـه راز و نیاز نشسته اي؟
در کدامین چاه سر فرو برده و راز دل می گشایی؟
کاش می‌دانستیم بیت الاحزانت را کجا برپا کرده اي؟

هر چه زمان می‌گذرد، مردم افسرده‌تر می‌شوند
این خاصیت دل بستن به زمانه است!
خوشا به حال آنکه به جای زمان، به «صاحب زمان» دل می‌بندد.
برای تعجیل در فرجش صلوات‌ای درخشش هستی بتاب!‌ای خورشید جان و جهان جلوه گر شو!‌ای فروغ فضلیت بتاب!‌ای یوسف جمال، رخ از مشتاقان دریغ مدار!

کجا نشان تو جوییم اي مهر فروزنده ي هدایت و نصر!
با کـه گوییم حدیث تلخ هجران و انتظار؟
شکایت فرقت یار بـه آفریدگار بریم کـه او دانای اندوه درون ماست.
اي آخرین عشوه ي عرش،
اي نخستین امیر غایب از نظر!
مولای من، یوسف فاطمه!

ای آفریدگار صبح!
در جشن با شکوه روزی که آغاز می‌شود و در تمامی روز‌هایی که شیرینی نام تو بر لبانم می‌نشیند
من عهد دیرینه‌ خویش را با صاحب صبح و امام عصر تازه می‌کنم
و دست بیعتم را در زلال دستانش معطر می‌سازم تا همواره شعر سپید این عشق در صحن دلم تکرار شود.

فروغ روی یزدان داری ای دوست
صفای باغ رضوان داری ای دوست
تویی یوسف که در هر کوی و برزن
هزاران پیر کنعان داری ای دوست

دلم جز هوایت هوایی ندارد
لبم غیر نامت نوایی ندارد
وضو و اذان و نماز و قنوتم
بدون ولایت بهایی ندارد
دلی که نشد خانه ی یاس نرگس
خراب و است و ویران ، صفایی ندارد
بیا تا جوانم بده رخ نشانم
که این زندگانی وفایی ندارد …

روی بنما و وجود خودم از یاد ببر
خرمن سوختگان را همه ی گو باد ببر
ما کـه دادیم دل و دیده بـه توفان بلا
گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببر
سینه گو شعله ي آتشکده ي پارس بکش
دیده گو آب رخ دجله ي بغداد ببر

قطعه گمشده ای از پر پرواز کم است…

این همه آب که جاریست نه اقیانوس است

گره کور ظـــــــــــهور تو منم
که می دانم هر جمعه برای گناهانم خون گریه می کنی اما باز هم گناه می کنم
گره کور ظـــــــــــهور تو منم
که می دانم نگاهم می کنی اما در مقابل نگاه مهربانت گناه می کنم و دلت را می شکنم
گره کور ظـــــــــــهور تو منم
که می دانم چقدر غریبی اما من حتی اراده ترک یک گناه را برای کم شدن غربتت ندارم

بيا توافقنامه امضا كنيم،
من رآكتور قلبم را به نامت ميكنم،
تو هم تحريم چشمانت را از من بردار …!مهدی جان میدانی آقاجان
خواب مانده ایم
ازهمان روز اول
همان روز در سقیفه
همان موقع کنار در خانه
میدانی اگر خواب نبودیم کار به پهلوی مادر نمیرسید
به خار در چشمان پدر نمیرسید
به جگرِ سوخته مجتبی
به ظهر عاشورا
به زندان
به زهر
به غربت یتیمی نمیرسید
اگرخواب نبودیم کار به انتظار شما نمیرسید…
اللهم عجل لولیک الفرج

این دیده نیست، لایق دیدارِ رویِ تو
چشمی دگر بده، که تماشا کنم تو را …

ادرکنی یا صاحب الزمان (عج)

بگو با خستگان ، صبح سعادت سر زد از خاور
مشام جان معطر می شود ار نکهت دلبر
سحر بشگفت در دامان نرجس نوگل زهرا
تبسم می کند منجی عالم بر رخ مادر
خدایا عیدی ما را ظهور او عنایت کن
که ما را جز ظهور او نباشد حاجتی دیگر

مهدیا!‏
سر عاشق شدنم لطف طبیبانه توست،
ورنه عشق تو کجا این دل بیمار کجا،
کاش در نافله ات نام مراهم ببری،
که دعای تو کجا،عبد گنهکار کجا…

آقا من اصلِ انتظار تو را برده ام زِ یاد
با انتظار‌های فراوانم از شما…‌ ای یوسف فاطمه!‌ ای یار سفر کرده!
هزاران هزار دیده در فراق تو یعقوب وار خون می‌گریند و فقط با تماشای قامت تو بینا می‌شوند.
ما در کنار دروازه‌ی دل هایمان، شاخه گل‌های ارادت به دست گرفته

اینهمه لاف زن و اهل ظهور
پس چرا یار نیامد که نثارش باشیم
سالهاست منتظر سیصد و اندی مرد است
آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم
اگر آمد خبر رفتن ما را بدهید
به گمانم که بنا نیست کنارش باشیم….
اللهم عجل لولیک الفرج

باز هم یک جمعه ی بدون تو ،

و باز هم قلبی مالامال دلتنگی

ساعات عمرمن همگی غرق غم گذشت

تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم

آقاترین سکوت مرا غرق نور کن
مارا قرین منت و لطف حضور کن
وقتی گناه کنج دلم سبز می شود
آقا شفاعت این ناصبور کن
می ترسم از شبی که به دجال رو کنیم
آقا تو را قسم به شهیدان ظهور کن.
اللهم عجل لولیک الفرج.

محراب لحظه‌های دعایت چه دیدنیست

آقا بگو قرار شما با خدا کی است؟

سِرّ عاشق شدنم لطف طبیبانه توست

کاش در نافله‌ ات نام مرا هم ببری

تا حالا به نتیجه گناهت از

شرمنده ام یا مهدی

آمدی تا دلبری بکنی

آمدی ا که خود باذن الله

عجل فرج به روی لب و توشه‌ها سیاه

اى آخرین امید در شام تار ما

داغم به سینه ماند، در انتظار تو

قیامتی است گمانم قیامت مهدی است

زمان زمان شروع زعامت مهدی است

سِرّ عاشق شدنم لطف طبیبانه توست

کاش در نافله‌ات نام مرا هم ببری

صبح بی‌ تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد

بی‌ تو می‌گویند تعطیل است کار عشقبازی

منبع  : مجله تاپ ناز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *