در این مطلب متن های احساسی و غم انگیز و عکس نوشته های حال خراب و داغون را می خوانید. با ما همراه باشید.
من
معنی هرگز را …
از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست…
حال خوبت رابه هیچکس گره نزن
شاد باشی… بخندی…
لبخـــندمـــ را بریـ ــ ــدم
بــ ــه صـورتـم آویختــم !
عاشق شوید
نه به خاطر لذت بوسه و هم آغوشی..
به خاطر تمرکز ذهن روی یک نفر عاشق شوید وفاداری لذت دارد..
همانقدر که زن را باید فهمید..
مرد را هم باید درک کرد..
همانقدر که زن “بودن” میخواهد…
مرد هم “اطمینان” میخواهد …
همانقدر که باید قربان صدقه یِ رویِ بی آرایش زن رفت..
باید فدایِ خستگی هایِ مرد هم شد..
همانقدر که باید بی حوصلگی هایِ زن را طاقت آورد ..
کلافگی هایِ مرد را هم باید فهمید ..
خلاصه “مرد” و “زن” ندارد،
به نقطه یِ “مــا” شدن که رسیدی ،
بهترین باش برایش
بگذار حس کند هیچکس به اندازه تو درکش نمیکند…
رفتن ها گاه چقدر خوب اند
انگار سبک می شوی از خودت …
مثل وقتی که رفتم از دلت
مثل روزی که ندیدی مرا
مثل آوازی که خواندی، آن شب
مثل من که خندیدم و نمی دانم ، چرا؟
مثل تو که رفتی از یادم
مثل من که یادت افتادم.
رفتن ها … گاه چقدر خوب اند
مثل من که باز هم دروغ گفتم….!
مگر می شود
تو باشی
و عشق
چنین رنگ پریده
و غمگین
زیر پیراهن من
قوز کرده باشد؟
یه رابطه ی خوب
وقتی قهر میکنید و
آنقدر میان خودت و من
که هرچه صدایت زدم دوستت دارم
آن قدر بی حوصله بودم
چقدر اینجا یک نفر هم زیاد به نظر می آید
دلتنگی!
خیابان شلوغی است، که تو در میانه اش ایستاده باشی
میبینی می آیند!
میبینی می روند!
و تو همچنان ایستاده باشی…
وقتی آدمها شما را ترک میکنند،
مانعشان نشوید،
شما با کسانی که رهایتان میکنند
آینده ای ندارید…
بی حوصله بی حرف و بی رمق
چه بیهوده اختراع شد
سَم، شکنجه، تیغ، چوبه ی دار…
وقتی یک خاطره می تواند
نفست را
بند بیاورد زمین گیرت کند
تو را به گریه بیندازد
خونت را به جوش آورد..!!
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺍﺣﺴــــــﺎﺱ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺷــــــﺪﯾﺪﺍ ﻫﺴﺘﻢ
ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺗﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ورق بزن
خاطرات خاک گرفته ات را …
شاید غبارش به سرفه بیندازد احساست را ….
یک روز، یک جایی
که دوستت ندارد !
صید افتاده به خونم
تو چه سان می گذری غافل از اندوه درونم ؟
بی من از کوچه گذر کردی و رفتی!
قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم
تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم
باید آدم
فقط برای یکی و اگرنه
نامردی یعنی
درد و دل طرف روو بشنوی , پس فردا واسه ضایع کردنش جلو بقیه هی به روش بیاری
ﮐﻤﻲ ﻋﻮﺽ ﺷﺪﻡ…
ﺑﻪ ﮐﺴﻲ ﺗﮑﻴﻪ نمیکنم،
همان قدر که زن را باید فهمید …
مرد را هم باید درک کرد …
همانقدر که زن “بودن” میخواهد …
مرد هم “اطمینان” میخواهد …
همانقدر که باید قربان صدقه ی روی بی آرایش زن رفت …
باید فدای خستگی های مرد هم شد …
همانقدر که باید بی حوصلگی های زن را طاقت آورد …
کلافگی های مرد را هم باید فهمید …
خلاصه “مرد” و “زن” ندارد ….
به نقطه ی “مــا” شدن که رسیدی …
بهترین باش برایش …
بگذار حس کند هیچکس به اندازه تو درکش نمیکند …
کسی چون من اگر دیدی
برای ماندنت جان داد
از او بِستان تو جانش را
ولی با او بمان لطفا…
تیغ روزگار شاهرگ “کلامم” را چنان بریده که
میدونی باید بفهمی وقتی دلت می گیره تنهایی !
باید عادت کنی که با کسی درد و دل نکنی !
آهای کافه چی از ما که گذشت
تلخ ترین قهوه ی دنیا را برایش بریز
روی پاهایت بند نمی شدی
برای رفتن
عجله داشتی..!!
انگار
کسی تو را
زیباتر از من سروده بود…
بعد از تو
نصفه و نيمه ماندم
همه یِ ما باید کسی را داشته باشیم
که وقتی یک روز ، روزِ ما نبود
بنشینیم رو به رویش و غرغر کنان از سیر تا پیازِ تمامِ بد بیاری هایمان را برایش تعریف کنیم
و او هم لبخند به لب گوش کند و پایانِ هر جمله مان بگوید
“حق داشتی پس اینقد عصبی بشی،
حالا ولش کن مهم نیست،
فدایِ سرت” .
میدانید آدم هرچقدر هم قوی باشد
باید کسی را داشته باشد
که حالِ بدش را بفهمد
که نگذارد
به حالِ خودش بماند
کسی که حالمان را به حالش گره زده باشد…
هار شنبه غمگین ترین روز من است
هضمِ تلخیِ روزهایِ گذشتهِ نبودنت
رسیدنِ پنج شنبه و بی قراریِ ندیدنت
وای از جمعه ها و
دلتنگیِ نداشتنت….!!!!
وقتی یکی خوبیهایی که در حقت انجام داده رو بهت یادآوری میکنه لزوما سرت منت نذاشته.شاید میخواد یادت بیاره چقد دوست داشته و پات وایساده!
بعضیام هستن ،
مثِ نفس میمونن ،
نباشن زندگى
غیرِ ممکنه
انقدر خودتان را درگیر
به اصطلاح”عشق” دو سه روزه نکنید
یک دفعه به خودتان میایید
و میبینید که دیگر در دلتان عشقی وجود ندارد
که بخواهید به کسی که مستحقش است، خرجش کنید
عشق مقدس است
این ظلم را در حق کسی که در آینده شما را عاشقانه دوست خواهد داشت،
نکنید…
حوصله ندارم
راستش را بخواهى اين دنيا ديگر
يک روز بايد تمامِ خاطرات را
چه تفاوت عمیقی ست
و تنهایی، پس از نبودنت…!
از یه جایی ب بعد دیگ حوصله ی هیشکی
ببین حالِ بدتو، بی اخلاقیاتو، بی حوصلگیاتو، درداتو کی تحمل میکنه
همون آدم واقعیه زندگیته
وگرنه موقع خوشیات که دشمنتم میشه رفیقی
بدترین نوع جدایی اینه که دوسش داری
ولی خدا دوست نداره مال هم شین
گوش کن چی میگم بهت…!
تو واسه من فقط یه دونه ای…
فقط خودت میتونی”تو” باشی و لاغیر…!
توئی فقط که منو حالیت میشه…
که حالِ خوب و بدم فقط با یه نگاه دستته…
روانشناسِ جانِ من…!
تو بلدی لوندی و محکمی و داد زدن رو کجا باید استفاده کنی…
خانم خانمِ من…!
تو خودِ خودِ آرامشی…
اصلِ جنسِ مهربونی…
صداقت و محبتِ بالا…
تو فقط خودتی…!
از آدمی که حوصله خودشم نداره دور بمون
میبینی تو یکی از همین بی حوصلگیها جوری میذارتت کنار که انگار اصلا از اولشم نبودی…
ولی امان از روزی که
اونی که باعث لبخند رو لباته
اونی که بودنش حالتو خوب میکنه
و نبودش داغونت میکنه
اونی که بی حوصلگیت و دل گرفتگیت و
گریه هات فقط وقت نبودنش میاد سراغت
یه روزی واسه همیشه بزاره و بره
دیگه از اون روز به بعد که لبخند رو لبت واقعی نمیشه و هیچی حالتو خوب نمیکنه…
مهم نیس اون آدم کیه و اون روز تو چندسالته از همون روز به بعد که پیر شدنت شروع میشه…
تنها یک نفر لایقِ هرچه باداباد است!
همانی که دیگر حال و احوال های تکراری
به دوست داشتن اش جواب نمی دهد
فقط خودش باید باشد
خودش با همه ی جان و دلش
چاره ای نمی ماند جز بنویسی
امشب اگر پیشم بودی به کجای جهان برمی خورد؟!
جوابش هرچه می خواهد باشد
فقط باید نوشت، فرستاد و خوابید
تو همان آدمِ هرچه بادابادِ منی …
آدم ها گاهی می روند
ابر می شوند و می بارند
حوصله ندارم موضوعی رو واسه کسی
همه غمگین بودند اما یک نفر باید سرانجام دست از غم میشست.
یک نفر سرانجام باید کاری می کرد و آن کار چیزی نبود جز دوست داشتن.
دوست داشتن خود، دوست داشتن دیگری، دوست داشتن جهان!
کاری بکن!
دست کم خود را دوست بدار…!
“ظاهری آرام دارد باطن طوفانیم”
حالم حال درختی ست که
زیبا به نظر می رسد ، اما !
در حجم نبودن کسی خشکیده !
