در اینجا تعدادی جملات به یاد هم بودن عاشقانه به همراه متن به یادتم عشقم و همسرم را ارائه نموده ایم با ما همراه باشید.
جنس من از آهن و از سنگ نیست
حال دل از من نمیپرسی چرا
افتخارم همه این است که در یاد منی
هرچه دیدم همه زشت است تو زیبای منی .
از پنجره روزگار که به درخت عمر مینگرم خوشتر از یاد رفیقان ثمری نیست.
در عمق آرزوی من است که در وجودت خانه ای داشته باشم
همین که یادم کردی تشکر
در این دنیا که مردم بی وفایند
غزل غزل به یادتو قدم قدم فدای تو نفس نفس برای تو منم درانتظارتو .
سکوت بهترین تفسیر دوست داشتن است
اگر خوابی اگر بیدار و یا در عالم دیدار
قول داده اَم…
گاهـــی
هَر اَز گاهـــی
فانـــوس یادَت را
میان ایـن کوچه ها بـی چراغ و بـی چلچلـه، روشَـن کنَم
خیالـت راحـَــت! مَـن هَمان منـــَــم؛
هَنوز هَم دَر این شَبهای بـی خواب و بـی خاطـــِره
میان این کوچـه های تاریک پَرسـه میزَنـَم
اَما بـه هیچ سِتارهی دیگـَری سَلام نَخواهــَـم کَرد…
خیالَت راحَت !
وقتی کسی دیر به دیر ازم یاد می کنه؛
نگرانش نمی شم؛
حتما شاد بوده از یادش رفتم …
تو مرا فریاد کن ای هم نفس
این فضا با بوی تو آغشته است
به که پیغام دهم ؟ به شباهنگ که شب مانده به راه ؟
یا به اندوه کلاغان سیاه ، به پرستو که سفر میکند از سردی فصل ؟
یا به مرغان نکو چیده شهر ؟ به که پیغام دهم که به یادت هستم ؟
بهترین هدیه به بهترین دوست از یادنبردن اوست.
نازنین تر ز تو کس نیست که یادش بکنم سرو دل عاشق یک ناز نگاهش بکنم
بارالاها ای خدای عدل و داد
ما که معتاد رفیقیم و خمار روی یار
یادکن که عشق نمی پرسه اهل کجایی
عشق نمی پرسه چرا دور هستی
روز وصل دوستداران یاد باد
گرچه یاران فارغند از یاد من
در خالصانه ترین گوشه قلبم آنجا که خبر از تاریکیست ،
زیر این سقف کبود ، زیر این شعله ی سنگین سکوت
چرخ روزگار را دو چیز می چرخاند
دوری و دوستی! با اینکه ازت دورم ولی به یادتم
ب کوتاهی لحظات با تو بودن منگر
بر باد رفته
از یاد رفته
گفت از دوست چه دیدی که چنین مسروری
روزی هزار بار دلم زنده میشود
گاهی که اشک حرف دلم را نمی زند
جز یاد خودت هیچ خیالی به سری نیست
آنگونه مرا کرده دو چشمان تو جادو
رابطه ها زمانی زیباست که
دلتنگتم رفیق
کاش وقتی آسمان بارانیست ، چشم را با اشک باران تر کنیم
کاش وقتی که تنها می شویم ، لحظه ای یاد یکدیگر کنیم
همین که یادم کردی تشکر
در این دنیا که مردم بی وفایند
نوشته ها بهانه است !
فقط مینویسم که یادآوری کنم به یادتم
باورش با تو
تک لحظه های من هنوز همپای خاطرات توست
اما همش به یاد توست
مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم
در جوابم شاید او حتی نگوید کیستی ؟!
من یاد تو را تا کردم و لای آن کتاب حافظ روی طاقچه که تو به من هدیه کرده بودی پنهان کردم . . .
آری خوب می دانم که دیگر نیستی ولی چه کنم که همه ی فال هایم تا ابد بوی تو را خواهند داد ؟!
ای که یاد تو در آتش شب می سوزم
یادم باشه
یادت بدم
یاد بگیری
یادت نره
که یاد تو
همیشه در یاد منه . . .
مثل باران پاییزی پس از تو قسمت بادم
