در دشت وجودم، تنها نقش تو خوابیده است.
آرزوهایم بر آسمان سپرده شده است، اما ثابت است که
تمام حروف زندگیم در کتابی گم رفته است،
شعلههای بیپایان تشنگی عشقم در سینهام میسوزند.
هر نفسی که میکشم، نفسی است که تو در
لذت دنیا
داشتن کسی است
که دوست داشتنش
حواسی برای آدم نمی گذارد . .
دوست داشتن از عشق برتر است
و من هرگز خود را
تا سطح بلند ترین قله ی عشق های بلند
پایین نخواهم آورد
بهترین و زیباترین چیزها در این دنیا نه دیده میشوند و نه حتی شنیده میشوند، بلکه باید با قلب آنها را حس کرد.
تـــــو صـــــادقانـــه دروغ بـــگــو
مـــن عــــاشقانـــه کـــاری خواهم کــرد
“مـــــاه” همیشــه پشــت ابــر بمــاند !
تمام خندههایم در چشمان تو استراحت میکنند و
چشمانت نقطه پایان آرزوهایم است، و لبخندت
دستان تو به دنبالی است که در هر آغوشی محل قرارگیری من است.
زندگی همینه
انتظار یه آغوش بی منت
یه بوسه بی عادت
یه دوستت دارم بی علت
باور کن
زندگی همین دوست داشتن های ساده ست . .
حضورت حتّی نظـمِ
روزهاى هفته را بر هم زده
میبینی جانم ؟ کنارِ تو
جمعه با آن همه دلگیرى اَش
شیرین ترین روزِ هفته شده است
آرزوهایم شبها به شکل ستارههای میهمان زمین،
تو همیشه در قلبم نجمی نورانی هستی.
در آغوش تو مثل یک قصه جادویی پرواز میکنم
برای همیشه پشت سر میمانند.
تمامِ آن چیزی که دربارهی تو در سرم هست دهها کتاب میشود
زندگی همینه
انتظار یه آغوش بی منت
یه بوسه بی عادت
یه دوستت دارم بی علت
باور کن
زندگی همین دوست داشتن های ساده ست . .
تمامِ آن چیزی که دربارهی تو در سرم هست دهها کتاب میشود
تو روى نیمکتى نشسته اى این سر دنیا
که تمامِ آنچه میخواهى کسى است که آن سرِ دنیا روى نیمکتى نشسته است
که تمامِ آنچه که میخواهد تویى !
نیمکت هاى دنیا را بد چیده اند …
همیشه از آمدن “نـ” بر سر کلمات مـی ترسیدم !
نـ داشتن تو… نـ بودن تو…
نـ ماندن تو…
کـاش اینبـار حداقل دل واژه برایم می سوخت و خبـری مـیداد از نـ رفتن تـو…
عشقِ تو در قلبم یک چشمه نقاهت است،
صدای عشق تو در گوشم مانند موسیقی آسمان است.
آغوشت
شبیه آن خَمیازه ی دوست داشتنی
بعد از هر بیداری صبح است
همانقدر دلچسب
همانقدر حال خوب کن
وقتی قدرت انتقام را داری
“گذشت” بالاترین درجه عقل توست
و “انتقام” اولین نشانه ضعفت . . .
چنان تشنه ی بودن توام که شنیدن هر لحظه صدای تو هم سیرابم نمیکنه !!
نمیتونم به واژه ای پناه ببرم برای این همه آشفتگی !!
من مجنون قصه های شبونه ام …
اونجا که یکی بود به یکی نبود میرسه …
منو فریاد کن …
امـتـداد بـازوانـت مـی شـود انـتـهـای دلـدادگـی …
مـی شـود هـمـان گـوشـه دِنـجـی که راحـت مـی تـوان جان داد …
شیشه های شکسته تعویض می شوند
پل های شکسته ، تعمیر
آدم های شکسته ، فراموش
این عصرهای بارانی ِ بهاری ،
عجـیب بـوی نـفس هـای تـو را می دهـد …!
گـوئـی … تـو اتـفاق می افـتی؛
و مـن دچـار می شـوم …
تـمام ” مــن” دارد “تـــو” می شـود … بـاور مـی کنـی؟
ایـن شــعرهـــا بـــرونــد بــه جــهنّم
مــن فقــط دیــوانـه ی آن لحــظه ام…
که قــــلبت…
زیــــر ســـرم
دسـت و پـــا بزند….
آسمان هم که باشی
بغلت خواهم کرد
فکر گستردگی واژه نباش
همه در گوشه ی تنهایی من جا دارند
پر از عاشقانه ای تو
دیگر از خدا چه بخواهم…؟!
من از تمام آسمـــان یک بــــاران را میخواهم
و از تمــــام زمین یک خیابان را …
و از تمام تو یک دست ڪه قفــــل شده در دست مـن.. .
مرا که در آغوش گرفتی
زمان و مکان ایستادند
و صدای تپش قلب تو
تنها موسیقی نفس های من بود
از همان روزی که تو را دیدم
مفهوم عشق را درک کردم
و از آن روزی که با تو ازدواج کردم
مزه شیرین زندگی را چشیدم
بند دلم در دستان توست نفسم!
مگر تو
چقدر عمیق بودی
که من اینطور
در تو غرق شدهام…!
از تـــو “شـراب” انــداخــتـه ایـن شعـــر !
نمــی تـــوانـــم بـــنـویــسمـت …
بـس کــه مــــرا گـــرفــتـه ای …
دستانت ملکه محبت و ترانههای تو نغمه عشق است.
غرق در نگاهی که تو به من میاندازی،
در عشق تو، دلم به نغمه عاشقی میخواند.
به خدا که زندگی بی تو
جز آنکه با دوست داشتنت قدم بزنم
تن تو آهنگیست
تا نغمه يی در وجود آيد
دوست داشتن تو
دوست داشتن تو
چه آرامشی در من است وقتی با منی
دور نشو، مرا از من نگیر
دوست دارم از ته دل٬ دلی که پر پر میزنه
دوست دارم حتی اگه یه شب به خواب من نیای
پر از شور و سراسر مهربانی ست
کمی سبز و کمی هم آسمانی ست
شده متن تمامی خبرها
دو چشمت سومین جنگ جهانی ست !
برای دوست داشتنت
از من دلیل می خواهند نازنین
چشمانت را قرض می دهی !؟
خیلی دور هم که بروی نقطه نمیشوی
سه نقطه میشوی در شعرهایم !
یاد چشمهایت ، هنوز هم آتشم می زند
چه حقیرست این زمستان ، با تمام سرمایش . .
ماه همیشه پشت ابر نمیماند “
گاهی پشت پلکهای تو
روی شانه من بخواب میرود . . .
تاپتاپِ قلبت
موسیقی بیکلامیست ، که روانشناسان
برایم تجویز کردهاند . . .
