جلیلی، سایه‌ای که از حاشیه به متن دولت رسید

روز گذشته سیدابراهیم رئیسی در پاسخ به سؤال یک دانشجو درباره استفاده از سعید جلیلی در دولت سیزدهم گفت: «من برای پذیرش مسئولیت رسمی هم چند بار پیشنهاد کردم، اما نپذیرفتند، ولی همین الان هم که در سایه هستند، به دولت کمک می‌کنند».
روز گذشته سیدابراهیم رئیسی در پاسخ به سؤال یک دانشجو درباره استفاده از سعید جلیلی در دولت سیزدهم گفت: «من برای پذیرش مسئولیت رسمی هم چند بار پیشنهاد کردم، اما نپذیرفتند، ولی همین الان هم که در سایه هستند، به دولت کمک می‌کنند».

جلیلی

اقتصاد۲۴- روز گذشته سیدابراهیم رئیسی در پاسخ به سؤال یک دانشجو درباره استفاده از سعید جلیلی در دولت سیزدهم گفت: «من برای پذیرش مسئولیت رسمی هم چند بار پیشنهاد کردم، اما نپذیرفتند، ولی همین الان هم که در سایه هستند، به دولت کمک می‌کنند». همین تک‌جمله رئیس‌جمهور اگرچه پذیرش رسمی به تداوم حیات «دولت در سایه» با محوریت سعید جلیلی است، اما از نگاه علوم سیاسی و عمدتا در نظام‌های پارلمانی منبعث از سیستم دموکراتیک، اساسا دولت در سایه (Shadow Government) زمانی معنا پیدا می‌کند که پس از قدرت‌گیری یک جریان و حزب، اپوزیسیون در یک حرکت مدنی سیاسی برای کنترل و نظارت بر دولت مستقر اقدام به تشکیل دولت در سایه می‌کند که این مسئله برای تبیین وضعیت دولت سیزدهم و سعید جلیلی به‌هیچ‌وجه صدق نمی‌کند.

به گزارش شرق، البته مفهوم دولت در سایه همواره دو رویکرد معنایی را در فضای سیاسی ایران با خود به همراه دارد؛ از این‌رو طیفی آن را در تعریف منفی سیاسی و تئوری توطئه برای توصیف گروهی صاحب نفوذ و پشت پرده به کار می‌برند که با تشکیل «دولت مخفی»، با مقدم‌دانستن منافع حزبی و جناحی بر منافع عمومی، در تلاش برای ناکارآمدکردن دولت مستقر هستند و در مقابل دولت در سایه به‌عنوان یک پدیده رایج در نظام سیاسی برخی کشور‌های جهان و جایگاهی برای مخالفان دولت، رسمیت پیدا کرده است؛ همچنان که در استرالیا، کانادا، ایرلند، ایتالیا، ژاپن، لیتوانی، مالزی، نیوزیلند، لهستان، صربستان، سریلانکا، اسلوونی، آفریقای جنوبی، تایلند، اوکراین، اسکاتلند، انگلیس، ولز و… شکل‌گیری دولت در سایه تکمله گفتمان دموکراسی‌خواهی است تا جایی که در کشور‌های نام‌برده برای عضو کابینه در سایه از اصطلاح «وزیر در سایه» استفاده می‌شود. هرچند در کانادا بیشتر برای این سیاست‌مداران از اصطلاح «منتقد مخالف» 

(Opposition Critic) استفاده می‌کنند و همچنین در مجلس اعیان بریتانیا و در نیوزیلند نیز اصطلاح «سخنگو» (Spokes Person) بیشتر رواج دارد. از این رهیافت معنایی درخصوص دولت در سایه ما شاهد ملغمه‌ای از هر دو رویکرد منفی و مثبت در ایران بودیم؛ کما‌اینکه پس از پیروزی حسن روحانی و برتری جریان اصلاح‌طلب، میانه‌رو و مستقلین، جناح راست هم دست به تشکیل دولت در سایه با محوریت سعید جلیلی زد. اگرچه رویکرد دولت در سایه در چهار سال پایانی روحانی نه نگاهی نظارتی و تعاونی‌محور بلکه تقابل‌محور بود، ولی جلیلی ذیل دولت در سایه توانست کابینه سابق (روحانی) را در منگنه جدی سیاسی قرار دهد، به گونه‌ای که در مقاطعی داد روحانی و وزرای کابینه دوازدهم را درآورد. در ادامه با تحقق پروژه یکدست‌سازی قدرت اجرائی و حضور دولتی متعلق به جریان راست، نه‌تن‌ها دیگر «دولت در سایه»، آن هم با محوریت سعید جلیلی معنایی ندارد، بلکه ادعای رئیسی برای سایه‌نشینی جلیلی بیشتر کلیدواژه «تقسیم قدرت» را به ذهن متبادر می‌کند؛ زیرا سعید جلیلی تنها چهره‌ای بود که در میان کاندیدا‌هایی که گفته می‌شد در انتخابات ۱۴۰۰ پوششی هستند، نتوانست به پست و مقامی دست پیدا کند. البته رئیسی اعلام کرد که او خود پیشنهادات مدیریتی را رد کرده است. اما کارشناسان سیاسی مدعی هستند که وی و طیف سیاسی متبوعش، عملا کل بدنه کابینه سیزدهم را در اختیار گرفته‌اند و از آن سو هم سایه سنگینی را به موازات تقابل با نواصولگرایان وابسته به قالیباف در مجلس یازدهم دارند.  

منبع  : اقتصاد 24

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *