حضرت آقا برای یکی از دوستان خود نقل کرده بودند: «یکی از رفقای قدیمی، از من وقت ملاقات خواست. موافقت کردم. پیشم آمد و از وقتی که نشست، نزدیک به نیم ساعت تمام به من فحش داد! او رفیق من بود، آن هم یک رفیق قدیمی ۵۰ ساله! اما مدام ناسزا میگفت!…» کسی که میتواند در برابر نیم ساعت بدگویی یک دوست دیرین استقامت کند، دهان طرف مقابل را نبندد و اوقات تلخی هم نشان ندهد، مقام اخلاقی والایی را کسب کرده است
جوان آنلاین: سیره رهبر شهید انقلاب اسلامی از جنبههای گوناگون در خور بازشناسی و بررسی است؛ امری که بیتردید یکی از ضرورتهای تدوین تاریخ انقلاب اسلامی قلمداد میشود. در این میان، جنبه معنوی و عرفانی شخصیت آن بزرگ، کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ امری که وی در همه ادوار حیات و به ویژه در مقطع پیشوایی انقلاب اسلامی، جریان مقاومت منطقه و جهان اسلام، فراوان از آن بهره برد. در گفتوشنود پی آمده حضرت آیتالله حاج شیخ محمدعلی جاودان از اساتید اخلاق مشهور تهران، در باب این خصیصه امام شهید سخن گفته است؛ امید آنکه علاقهمندان را مفید و مقبول آید.
در این گفتوشنود، درصددیم تا به سلوک عرفانی حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای رهبر شهید انقلاب اسلامی (قدس سره)، بپردازیم و از محضر شما این پرسش را مطرح کنیم که شخصیتی مانند ایشان چگونه توانست چنین مراتبی از رشد و ارتقای عرفانی را طی کند که در سن ۸۶ سالگی، این مرگ عزتمندانه را همراه با اعضای خانواده و نزدیکان از آن خویش سازد؟ اساساً چطور میتوان به سان آن بزرگوار به چنین جایگاهی رسید؟
برای پاسخ به این پرسش باید به کلام خدا رجوع کنیم. قرآن در سوره احزاب، آیه ۷۰ میفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدیدًا.» تأکید اول آیه بر تقواست. میفرماید در مرتبه اول تقوا داشته باشید و در مرتبه بعد سخن به صواب بگویید. «سدید» یعنی «صواب.» اینکه میفرماید سخن به صواب بگویید، ممکن است مراد همان درست سخن گفتن باشد، یا ممکن است به معنای درست رفتار و عمل کردن باشد. عمل صواب، عملی است که انسان بتواند در پیشگاه پروردگار پاسخی عقلانی و کافی برای آن داشته باشد، یعنی اگر از او پرسیدند چرا فلان غذا را خوردی، برایش دلیل کافی و قابل قبول بیاورد. یا اگر فرضاً پرسیدند چرا فلان ازدواج را کردی، دلیل عقلانیای ارائه میدهد که طرف مقابل را قانع میکند. به چنین عملی که بیان دلیل انجامش، سؤالکننده را قانع کند، «عمل صواب» گفته میشود.
به عنوان معترضه، چگونه میتوان برنامههای عادی زندگی را به «عمل صواب» تبدیل کرد؟ همان که مدنظر قرآن در آیه مورد اشاره شماست؟
طبیعتاً ما در زندگی دنیایی خود، اعمالی را انجام میدهیم. در شروع هر روز، ابتدا از خواب برمیخیزیم؛ عملی که بسیار عادی و طبیعی است، اما در روز قیامت از من سؤال میکنند برای چه کاری از خواب برخاستی؟ میگویم اولاً برای ادای نماز. این جواب کافی است؛ چون نماز واجب و بیدارشدن برای آن عبادت است. میپرسند بعد از آن چه کار کردی؟ میگویم تعقیبات خواندم (تعقیبات نماز صبح جزو مستحبات مؤکد است)، پس جواب کافی است. بعدش برای امامزمان (عج) دعا میکنم، این پاسخ هم مقبول است، چون وظیفه دارم برای امام زمانم دعا کنم. بعد میروم صبحانه میخورم. اگر در پاسخ به این پرسش که چرا صبحانه خوردی، فقط بگویم گرسنه بودم، کافی نیست. باید یک دلیل مرتبط به وظایف ایمانی و بندگی خود بیاورم. طبیعی است که هر کس در این عالم گرسنه باشد، چیزی میخورد. بچه گربه هم گرسنه میشود و میرود
