
هدیه حدادیاصل- اینبار دیگر موضوع جابهجایی جشنواره جهانی فیلم فجر، حدس و گمان یا حرفهای پشتپرده نیست. واقعیت این است که تصمیم گرفته شده و باید پذیرفت که جشنواره از شکل و جغرافیای سالهای گذشته خود فاصله میگیرد. این اتفاق نه از سر میل و سلیقه که بیشتر نتیجه شرایط اقتصادی، محدودیتهای مالی و وضعیت نامطمئن حمایتهای اسپانسری است. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در موقعیتی قرار گرفته که حفظ ساختار فعلی جشنواره در مرکز شهر تهران برای او توجیه و امکان ندارد. وقتی توان حمایت مالی و لجستیکی کاهش پیدا میکند، شکل رویداد هم ناگزیر باید دگرگون شود. جابهجایی محل برگزاری، اولین و شاید سادهترین واکنش به این وضعیت است.
در سالهای اخیر، نظام اقتصادی فرهنگ در ایران با فرسایش جدی مواجه شده است. بخش خصوصی که پیش از این به دلیل سود غیرمستقیم برندینگ یا روابط شبکهای، از جشنوارهها حمایت میکرد، دیگر وارد چنین پروژههایی نمیشود. سیاستگذاران فرهنگی هم که خود با محدودیت منابع و اولویتهای جدید مواجهاند، قادر نیستند همان سطح از حمایت دولتی گذشته را ارائه دهند. جشنواره جهانی فیلم فجر بهویژه به دلیل ماهیت بینالمللی، نیازمند هزینههایی برای تشریفات، پذیرایی از مهمانان خارجی، ترجمه، زیرساختهای فنی، استاندارد نمایش و مدیریت حرفهای سالنهاست. این هزینهها قابل چشمپوشی نیستند و وقتی منابع محدود باشد، طبیعی است که محل برگزاری نخستین مؤلفهای باشد که زیر سؤال میرود.
