گروه فرهنگی: محمد هادی بیات* در کوران نگرانی ها و بحبوحه دعوای ظهور تب ساسی و جنتلمن در مدارس و در تب و تاب برخورد سلبی و بگیر و ببند های متداول، نگرانی خانواده ها و انفعال دستگاه های عریض و طویل فرهنگی، دغدغه متولیان متعدد و دلواپسان فرهنگ باید این باشد که چرا فلان موزیک مبتذل پخش و چرا فلان همخوانی و حرکت موزون انجام شد یا اینکه به عوامل زیرساختی فرهنگی و عوامل اجتماعی این پدیده توجه کنیم و این موضوع را نه بعنوان یک عامل بلکه بعنوان یک معلول در قالب پیام و نشانه ای ارزشمند از تغییرات پنهان در لایه های زیرین اجتماعی مورد بررسی قرار دهیم؟

به گزارش بولتن نیوز به نقل از روزنامه وقایع استان، در نگاه اول و سطحی ترین شکل ممکن مقصر آن معلم و مدیر مدرسه است که این چنین مضامینی را در مدارس و حتی مهدهای کودک و آمادگی ها منتشر می کند که یقینا باید بدور از تسویه حساب های جناحی و تاثیرگیری از شعارهای تند و زنده باد و مرده بادهای متداول به این موضوع بصورت کارشناسی و طبق ظرفیت های قانون رسیدگی کرد. اما نکته مهم تر ضرورت فاصله گرفتن از بررسی های شکلی و مواضع سطحی و پرداختن به بررسی محتوایی و تحلیل عمیق این موضوع آنهم در شرایط علمی و کارشناسی است. موضوعی که متاسفانه در حیطه فرهنگی و اجتماعی، در کشور ما مغفول مانده است. اگر موسیقی را بعنوان محصول و کالایی فرهنگی و البته ضروری بعنوان غذای روح در نظر بگیریم، بررسی موضوعات فوق در فضایی شفاف نیازمند پاسخگویی به این سوالات است:
کدام نهادها با چه الگوها و استانداردهایی نسبت به کشف و تبیین فرصت ها و تهدیدات فرهنگی وظیفه دارند و اقدام می کنند؟ کدام بسترهای فرهنگی و اجتماعی زمینه توفیق اینگونه محصولات فرهنگی را فراهم می آورند؟ دلایل علاقه نشان دادن کودکان، نوجوانان و جوانان به این شکل از محصولات فرهنگی و هنری چیست؟ اینگونه تولیدات محتوایی چرا و در کدام محیط ها مورد مصرف قرار میگیرند؟ تا کنون چه ارزیابی محتوایی، ذائقه سنجی و ارزش گذاری های کارشناسی روی این محصولات انجام شده است؟ نحوه مواجهه ما با اینگونه فراورده های فرهنگی چگونه باید باشد؟ چگونه میتوان نسل جدید را در مقابل آموزش ها و مفاهیم قوی و جذاب مخفی در محتوای اینگونه محصولات درک و سپس ایمن کرد؟
متاسفانه بدلیل غفلت متولیان امر فرهنگ، ضعف ساختارهای فرهنگی، عدم شناخت و پرداختن درست به مقوله فرهنگ و مصادیق آن در حوزه تصمیم سازی و سیاست گذاری، بسیاری از محصولات و فرآورده های فرهنگی زیرمجموعه فرهنگ توده، با زندگی روزمره نسل جوان کشور اجین شده و طبیعتا مفاهیم فرهنگی مستتر در متن خود را به سبک زندگی امروز جوانان منتقل کرده ، بگونه ای که امروز شاهدیم این سبک زندگی به مطالبه نسل جدید در حال تبدیل شدن است.
از طرفی غیر عادی و بیگانه تلقی کردن همه این مطالبات، نادیده انگاشتن نیازهای فطری بشر و صد البته تاثیر بدیهی سبک زندگی مدرن در غلبه بر زندگی سنتی است. اما ایراد کار تنها مضامین و مصادیق مدرنیته در زندگی امروزه نیست چرا که جامعه امروز در برابر بسیاری از این تغییرات راه گریزی ندارد. در عین حال نگرانی اصلی از تاثیر همه جانبه فرهنگی این سبک زندگی و جایگزینی مفاهیم انتقال یافته از این فرهنگ به شکل عام و فراگیر در اذهان نسل جوان حادث می شود. آنجایی که همه ارزش ها، نگرش ها و بینش ها و عقاید طبق آموزه های زندگی جدید شکل می گیرد و این مفاهیم هم از طریق تولید کنندگان و ناشران این شکل از محتوا در فرهنگ توده منتقل می گردد.
جوان امروز در جامعه ای که متولیانش تعریف و استاندارد درستی از بسیاری نیازهای فطری و طبیعی منجمله شادی و شادمانی ارائه نکرده اند و صد البته کمتر زیرساختی برای پرداختن به این امر مهم و حیاتی در جامعه پیش بینی شده، به ناچار مفهوم سطحی شادی را که در رقص و پایکوبی خلاصه می شـــود را می پذیرد و اتفاقا موسیقی مدرن که ملات اصلی این ساختمان است از مبانی و ارزشهای فرهنگ اصیل به شکل معناداری فاصله گرفته و بنوعی چه در حوزه شکل و چه در حوزه محتوا از اصالت تهی شده است، به شکل وسیعی بعنوان کالایی جذاب در سطح جامعه مورد مصرف قرار می گیرد.
