
روح الله داستانپور، داماد خانواده معتمدی که در این حادثه پدر و مادر همسرش را از دست داده است میگوید: محفل قرآنی ابرار و احرار سالها بود که توسط مادر همسرم اداره میشد؛ حتی پیش از تولد همسرم نیز این محفل برگزار میشد. بعدها که همسرم نزد مادرش قرآن آموخت، هر دوی آنها این محفل را اداره میکردند و بسیاری از بانوان شهر در آن شرکت میکردند.
او ادامه میدهد: برنامه این محفل قرآنی در ماه رمضان هر روزه بود و در هر جلسه آن بیش از ۴۰ نفر از بانوان حضور داشتند. روز حادثه قرار بود پیکر یکی از شهدا که در جریان حمله دشمن به اصفهان به شهادت رسیده بود در شهرمان تشییع شود. به همین دلیل قرار بود محفل قرآن یک ساعت زودتر برگزار شود تا بعد از آن، شرکت کنندگان بتوانند در مراسم تشییع حضور داشته باشند. ساعت از ۷ صبح گذشته بود که پدر و مادر همسرم سوار ماشین شدند تا به محل برگزاری محفل قرآنی بروند. آنها معمولا زودتر به آنجا میرفتند که در را بازکنند و برای شروع جلسه آماده شوند. قرار بود بعد از آنها، من نیز همسرم را به آنجا برسانم و بعد از جلسه قرآن همگی به مراسم تشییع برویم.
آقای داستانپور در ادامه اظهار کرد: ساعت از ۷ صبح گذشته بود که آقا و خانم معتمدی به محل برگزاری جلسات قرآنی رسیدند. هنوز نیم ساعت به شروع جلسه باقی مانده بود. همزمان با آنها دو نفر از بانوانی که در این جلسات حضور داشتند نیز زودتر از موعد شروع محفل قرآن به آنجا رسیدند. اقای معتمدی در اصلی ساختمان را باز کرد و همسرش، به همراه ۲ بانوی دیگر وارد آنجا شدند.
