
با بازداشت مرد متهم در پرونده نیلوفر مجاور، جزئیات تازهای از روزهای ناپدیدشدن این زن جوان، نحوه انتقال او به بیمارستان و فرار متهم منتشر شده است. روزنامه «اعتماد» در گزارشی مفصل، روایت پدر نیلوفر را منتشر کرده و «جامجم» نیز با دایی او گفتوگو کرده است.
نیلوفر مجاور، زن ۲۸ ساله اهل منطقه پیرانشهر و اشنویه، پس از چند روز ناپدیدشدن با جراحات بسیار شدید به مرکز درمانی منتقل شد و در نهایت دچار مرگ مغزی شد. گزارشهای اولیه از اعمال خشونت شدید جسمی و احتمال خشونت جنسی علیه او حکایت داشت.
بنا به گزارشهای پیشین متهم که در روایتهای اولیه از او با نام «سید عزتالدین سیدطاهری» یاد شده بود، پس از رسیدن به بانه قصد داشته از مسیر مرزی وارد اقلیم کردستان عراق شود و برای این کار پیشنهاد چندصد میلیون تومانی به یک کولبر داده است که کولبر پیشنهاد را نپذیرفته و موضوع را به مراجع مسئول اطلاع داده بود.
با این حال پدر نیلوفر مجاور در مصاحبه جدید خود میگوید گروهی از کولبران متهم را در یکی از روستاهای مرزی بانه شناسایی و محل اختفای او را به پلیس اعلام کردهاند.
بر اساس روایت روزنامه اعتماد به نقل از پدر نیلوفر مجاور، مردی حدوداً ۴۵ ساله پس از دیدن نیلوفر خود را خواستگار او معرفی کرده و با مادر خانواده تماس گرفته است.
پدر نیلوفر درباره نحوه آشنایی این مرد با دخترش گفته است:
نیلوفر متولد ۱۳۷۷ و بسیار مظلوم و ساده بود. چند وقت پیش نیلوفر به همراه مادرش به یک مراسم دعوت میشود. آنجا این مرد هم بوده و نیلوفر را دیده و شماره تلفن مادر نیلوفر و نیلوفر را از یکی از خانمهای حاضر در مراسم گرفته است. بعد از چند روز با مادر نیلوفر تماس گرفته و گفته قصد دارد با نیلوفر ازدواج کند. مادر نیلوفر هم به این آقا گفته اختلاف سنی او و نیلوفر زیاد است. چند بار هم با نیلوفر صحبت کرده تا اینکه سوم شهریور ماه ساعت یک بامداد با نیلوفر تماس گرفته و نیلوفر را تهدید کرده و به بهانهای او را از خانه بیرون کشانده است.
هیوا بابک، یکی از داییهای نیلوفر، روایت دیگری از محل آشنایی این دو نفر ارائه کرده است. او به جامجم گفته نیلوفر و مادرش مدتی در یک سردخانه میوه در اشنویه کار میکردند و ظاهراً متهم نیز در همان محل مشغول کار بوده است:
نیلوفر و مادرش مدت کوتاهی در سردخانه میوه در اشنویه کار میکردند و گویا قاتل نیز آنجا مشغول بود که با نیلوفر آشنا شد و سپس با دادن وعده و وعید او را فریب داد. درواقع به نظر میآید او را برای اعمال شرورانه خود نشان کرده بود.
پیشتر کردپا نوشته بود نیلوفر تنها چند کلاس ابتدایی تحصیل کرده و پس از ورشکستگی پدرش در کارهای خانه و مراقبت از برادران کوچکتر به مادر کمک میکرد. مادر خانواده در مزارع و در فصل سرد در سردخانهها کار میکرد و نیلوفر گاهی همراه او میرفت.
به گفته دایی نیلوفر، متهم در مدتی که این زن جوان نزد او بوده چند بار با مادرش تماس گرفته تا نشان دهد دخترش زنده است. او میگوید نیلوفر در یکی از این تماسها گفته نمیداند کجاست و در تماس دیگری از مادرش درخواست غذا کرده است.
دایی نیلوفر ادامه داده است:
نیلوفر در یکی از تماسها به مادرش گفت «تو را به خدا اگر آمدی برایم خوراکی بیاور». قاتل بهشدت به نیلوفر گرسنگی داده بود اما این تنها آزاری نبود که در حق نیلوفر مرتکب شده بود. قاتل در تمام این مدت به اشکال مختلف؛ سوزاندن بدن، شلاق زدن، ضربههای شدید و شکنجه حتی به او تعرض نیز کرده بود. او نیلوفر را ۲ بار از پشتبام به پایین پرتاب کرده بود. در اثر شدت شکنجهها نیلوفر نیمهجان شده بود و فاصلهای با مرگ نداشت.
ادعای تعرض جنسی در این روایت از سوی دایی نیلوفر مطرح شده است. پدر نیلوفر اما گفته خانواده هنوز نمیداند آیا تجاوز رخ داده یا نه و منتظر نتیجه پزشکی قانونی است.
در گزارشهای قبلی نیز کردپا به نقل از خاله نیلوفر از آثار جراحات شدید در ناحیه تناسلی و مقعدی و ظن خشونت جنسی نوشته بود. کبودی گسترده بدن، شکستگی چانه و استخوانهای پهلو و آسیب شدید پشت سر ازجمله جراحات واردشده به نیلوفر مجاور عنوان شده بود.
پدر نیلوفر گفته است:
یازدهم شهریور ماه این آقا، نیلوفر را از روستای پسوه که اطراف پیرانشهر است به یک درمانگاه میبرد و آنجا عنوان میکند نیلوفر زنش است و در حال شستن فرش بوده که از پشت بام افتاده، اما پرستار درمانگاه به او گفته تمام بدن نیلوفر شکسته و چیزی که میگوید ربطی به پرت شدن از پشت بام ندارد.
هیوا بابک نیز جزئیات بیشتری از این بخش ماجرا مطرح کرده است:
متهم نیلوفر را سوار ماشین کرد و او را به درمانگاهی در یکی از روستاهای پیرانشهر انتقال داد اما وضعیت جسمی او آنقدر بحرانی بود که کادر درمان به او گفته بود باید به پیرانشهر منتقل شود. متهم گفت خودتان منتقل کنید، اما کادر درمان از او پرسیدند که شما چه نسبتی با این خانم دارید. او به دروغ گفت شوهرش هستم. آنها هم در جواب گفتند اگر شوهرش هستی باید همراه او باشید اما وی دوباره امتناع کرد.
خانواده پس از بستری شدن نیلوفر به پلیس آگاهی مراجعه کرده و شکایت خود را از مرد که سن او حدود ۴۵ سال عنوان شده ثبت کردهاند.
دایی نیلوفر گفته خانواده تا پیش از این ماجرا شناختی از متهم نداشته و پس از اعلام نام او به مأموران پلیس با واکنشی مواجه شدهاند که نشان میداده پلیس این فرد را میشناسد.
او گفته است:
براساس اطلاعات منابع رسمی پلیس و همچنین منابع مردمی، متهم به قتل سالها پیش با زنی ایرانی در عراق ازدواج کرده که همسرش در تصادف فوت کرد. گفته شده بود او برای این تصادف صحنهسازی کرده است. متهم به قتل سابقهدار و مرتکب جرائم مختلفی شده بود.
پدر نیلوفر نیز ادعاهایی درباره گذشته متهم مطرح کرده است:
این آقا در کار قاچاق موادمخدر هم بوده و مدتی در اقلیم کردستان زندگی کرده و زن داشته، اما میگویند زنش را کشته و سپس صحنهسازی کرده که از قتل تبرئه شود. اینطور که میگویند این آقا از سال ۱۳۹۱ که زنش را میکشد ظاهرا زندانی میشود، اما، چون این اتفاق در عراق افتاده به آنجا رفته و گفته زنش بر اثر تصادف فوت شده؛ یعنی دفعه قبل هم صحنهسازی کرده و همین مدارک را به ایران آورده و از زندان ارومیه آزاد شده است.
آمار هولناک زنکشی در ایران؛ ۱۶۵ زن در ۲ سال به دست مردان خانواده کشته شدهاند
رئیس کل دادگستری آذربایجان غربی در توضیح درباره این پرونده اعلام کرده است متهم هنگام خروج از کشور دستگیر شده و پرونده در دست رسیدگی قرار دارد.
علینژاد گفته است در پی وقوع این جنایت، دستورهای لازم به دادستانهای اشنویه و پیرانشهر صادر شده و با همکاری پلیس آگاهی و دادستان شهرستان بانه، متهم متواری هنگام خروج از مرز بازداشت شده است.
به گفته رئیس کل دادگستری آذربایجان غربی، متهم اکنون تحت قرار بازپرس رسیدگیکننده در بازداشت است و تحقیقات «با سرعت، دقت و قاطعیت» ادامه دارد. او همچنین تأکید کرده عاملان جنایت علیه نیلوفر مجاور مطابق قانون مجازات خواهند شد.
دادستان عمومی و انقلاب اشنویه نیز اعلام کرده دستگاه قضایی در این پرونده اغماض نخواهد کرد، رسیدگی خارج از نوبت انجام میشود و در صورت اثبات جرم، برخورد قضایی متناسب صورت خواهد گرفت.
برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید
