به نظر میرسد که مصدق و دستیاران نزدیک او تنها جبهه ملی را برای نیل به ملیشدن نفت میخواستند و پس از تحقق این هدف، چشمی به تداوم بهرهگیری از آن نداشتند. هم از این روی بدنه جبهه نیز هریک به راه خویش رفتند و نتوانستند همگامی نخستین را حفظ کنند. این امر موجب شد که مهمترین تشکل حامی ملیشدن نفت نتواند در جلوگیری از کودتای ۲۸ مرداد نقشی مهم و درخور یابد
جوان آنلاین: به سال ۱۳۲۸ و در چنین روزهایی، ائتلافی اعلام موجودیت کرد که نوعی پاسخ به نیاز زمان قلمداد میشد. «جبهه ملی ایران» مجموعهای متشکل از احزاب و گروههای گوناگون بود که تداوم نهضت ملی و نیل به اهداف آن را میخواست و البته چندان نیز نپایید. مقال پیآمده درصدد است تا استناد به پارهای از تحلیلها، ساحت این رویداد را قدری شفاف کند، امید آنکه علاقهمندان را مفید آید.
آنان که «جبهه ملی ایران» را شکل دادند
تقلب در انتخابات شانزدهمین دوره از مجلس شورای ملی، فرصتی بود که احزاب و گروههای تحولخواه، رسماً در کنار یکدیگر قرار گیرند و به فعالیتهای پراکنده خویش سامان دهند. این امر با تحصن برخی رجال ملی در برابر کاخ مرمر و در اعتراض به تقلب یاد شده شکل گرفت و نهایتاً ایجاد یک جبهه را باعث شد. سیدمرتضی حسینی پژوهشگر تاریخ معاصر ایران در بازنمایی بسترهای تشکیل این ائتلاف آورده است:
«هدف اصلی و اولیه جبهه ملی، مبارزه با استبداد مرکزی و هرگونه نفوذ غرب در ایران بود. در واقع این ائتلاف با گرایشهای ملیگرایی در تلاش بود تا علاوه بر جلوگیری از نفوذ بیگانگان در کشور با اقدامات مستبدانه حکومت مرکزی نیز مبارزه کرده و خواستار برقراری دموکراسی و آزادی در ایران شود. وجود طیف متنوعی از مذهبیون، بازاریان، روشنفکران، روزنامهنگاران و تحصیلیافتگان فرنگ رفته، موجب شد تا در کمترین زمان ممکن، دهها هزار نفر از مردم به سمت این ائتلاف سوق پیدا کرده و حمایت خود را از ایشان اعلام کنند. بدون تردید وجود رهبری دکتر مصدق – که از دیرباز با سیاستهای استبدادی رضاشاه و فرزندش مقابله کرده و همواره نسبت به نفوذ و حضور بیگانگان در کشور اعتراض داشت- در قدرتگیری روزافزون این جبهه بیتأثیر نبود. اقلیت قدرتمند مجلس شانزدهم در نخستین روزهای شروع به کار این مجلس، مسئله ملیشدن صنعت نفت را که در مجلس پیشین مورد بحث قرار گرفته بود، دوباره مطرح کرد و این مسئله تا زمان تصویب، یعنی در اسفند سال ۲۹ به مهمترین موضوع بحث نمایندگان مجلس بدل شد. گفتنی است که اعضای جبهه ملی به خصوص دکتر مصدق، نقش بسیار مهمی در این روند داشتند. در جوامع مدرنی که ساختار سیاسی آنها براساس احزاب سازمان یافته شکل گرفته است، هیچگاه در یک پروسه زمانی بسیار کوتاه حزبی نمیتواند قدرت محوری نظام سیاسی را به دست گیرد، ولی با توجه به اینکه در ایران احزاب به معنای واقعی کلمه فعالیت نمیکنند و همواره شخصیتها هستند که تأثیرگذارند، ائتلاف جبهه ملی در یک پروسه دو ساله و به مدد رهبری دکتر مصدق، توانست به رأس قدرت دست یابد. جبهه ملی هیچگاه به عنوان یک حزب مطرح نبود، بلکه ائتلافی بود از رهبران برخی احزاب و گروههای سیاسی و اجتماعی که با هدف ملیگرایی در آغاز تشکیل یافت و تا قبل از نخست وزیری مصدق، موضوع ملیکردن صنعت نفت مهمترین هدف این جبهه به شمار میرفت. به طوری که پس از تصویب این مسئله و پس از کودتای ۲۸ مرداد – که به برکناری دکتر مصدق از نخستوزیری منجر شد- این جبهه نیز از هم پاشید و از درون آن احزاب و گروههای مختلفی سربرآوردند. به طور کلی جبهه ملی از این احزاب و جریانها تشکیل یافته بود: حزب ایران به رهبری اللهیار صالح و کریم سنجابی (به عنوان هسته مرکزی جبهه ملی)، حزب ملت ایران بر بنیاد پان ایرانیسم به رهبری داریوش فروهر، حزب پان ایرانیست به رهبری محسن پزشکپور (همکاری با جبهه تا ۳۰ تیر ۱۳۳۰)، سازمان نظارت بر آزادی انتخابات به رهبری مظفر بقایی که بعداً با گروه انشعابی از حزب توده ایران به رهبری خلیل ملکی ادغام شد و حزب زحمتکشان ملت ایران به رهبری این دو نفر تشکیل شد، جمعیت آزادی مردم ایران به رهبری محمد نخشب که بعدها به نهضت خداپرستان سوسیالیست معروف شد، جمعیت فداییان اسلام به رهبری شهید سیدمجتبی نواب صفوی، مجمع مسلمانان مجاهد به رهبری شمس قنات آبادی وابسته به آیتالله سیدابوالقاسم کاشانی (همکاری با جبهه تا تیر ۱۳۳۱)، سازمان هیئت علمیه تهران متشکل از عدهای روحانی و مجتهد، جامعه بازرگانان و اصناف تهران و نیز چند تشکل دیگر از دانشگاهیان، فرهنگیان، کارگران و دهقانان….»
