
به گزارش تابناک؛ حذف یارانههای انرژی روی کاغذ شبیه یک جراحی ساده حسابداری است؛ چند ردیف هزینه از بودجه پاک میشود، کسری کاهش مییابد و جا برای سرمایهگذاری بازتر میشود. اما پشت این عددها، زندگی واقعی مردم قرار دارد؛ از فشار روی سفره خانوارها و زمان زنان روستایی گرفته تا کیفیت هوای داخل خانه و سطح اعتماد عمومی به دولت.
دو نمونه هند و نیجریه، سالها با یارانههای سنگین سوخت دستوپنجه نرم کردهاند؛ یارانههایی که از یکسو بودجه را بلعیده و از سوی دیگر، بخش قابلتوجهی از آن به جیب گروههای غیرهدف و شبکههای رانتی رفته است. هند راه «هدفمندی دیجیتال» یارانه گاز مایع (LPG) را انتخاب کرد؛ نیجریه، اما یارانه بنزین را ناگهان قطع کرد و به طرح گاز طبیعی فشرده (CNG) امید بست. نتیجه، دو روایت متفاوت از یک مسأله مشترک است؛ چطور میشود بودجه را نجات داد، بدون اینکه جامعه از نفس بیفتد؟
هند؛ از کپسولهای گاز یارانهای تا یارانه روی کارت بانکی
در هند، یارانه گاز مایع برای پختوپز سالها یکی از بزرگترین ردیفهای هزینهای بود و در اوج خود نزدیک به حدود ۱.۵ درصد تولید ناخالص داخلی را اجرا شود، میتواند در عین بهبود شاخصهای کلان، فقر و نارضایتی را اوج دهد؛ حتی اگر در گزارشها از رشد و مازاد صحبت شود.
برای کشورهایی که امروز بر سر اصلاح یارانه انرژی بحث میکنند، پیام این دو تجربه روشن است. موفقیت در یارانهزدایی فقط با عدد و درصد سنجیده نمیشود. کنار هر سطر صرفهجویی در بودجه، باید پاسخ روشنی به این پرسش وجود داشته باشد که چه کسانی، با چه حمایتی و در چه افقی، هزینه این اصلاح را میپردازند؛ جایی که اقتصاد، واقعیت اقتصادی نمایان شده و اصلاحات ناگزیر است و طرحهایی اصلاحی مستقیماً با زندگی روزمره مردم گره میخورد.
