چهارشنبه سوری، یکی از جشنهای سنتی ایرانی است که در غروب آخرین سهشنبه سال خورشیدی و پیش از فرارسیدن نوروز برگزار میشود و شامل رسوم مختلفی از آتشافروزی و آتشبازی تا خوردن آجیل مشکلگشا، دورهمیهای خانوادگی، قاشقزنی و… میشود که برخی از این آدابورسوم به فراموشی سپرده شدهاند.
هر روز در آب دیده اش می یابم
هر چند که بر آتش عشقت آبم
…دستانت را به من بده
تا باهم از روی آتش بپریم!
آنان که سوختند؛
همه تنها بودند!!!
چهارشنبه سوری مبارک
آرزو کردم برات از روی اخلاص
نبینی غم عزیزم شاد باشی
مرا بنشان در حلقه آتشين چشم هايت
پلك بزن كه نسيم ملايم مژه هايت
اين چهارشنبه سوري را شعله ور مي كند!
چهارشنبه سوری مبارک
سپردم زردی غم را به آتش
گرفتم رنگ سرخش را برایت
که عشق و شادی و سرزندگی را
بریزد زندگانی زیر پایت
چهارشنبه سوریت مبارک
به باور نیاکان ما تنوره آتش و دود روی بامها علاوه بر خوشیمنبودن،
فروهرِ درگذشتگان را بهطرف خانههایشان هدایت میکرد…
نیکی و خوش یمنی بر شما فراوان باد
“رمزٍ آتش پاکی و روشنگری سرخی و گرما و شادی پروری یادگاری از کهن آیین ما روزگارانِ خوش و شیرین ما آری امشب جشن سور و آتش است جشنِ رقص شعله های سرکش است هموطن ای یارِ هم پیمان من زنده کن این جشن و آیین کهن”
آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش
و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می رویم
سرخی تو از من ، زردی من از تو
جشن باستانی چهارشنبه سوری مبارک
ایرانیان شب سرد را به آتش می کشند به امید روزهای گرم و نیک
بهارتان همچون آتش اهورایی
چهار شنبه سوریتان خجسته و نکو
آخرین روزهای اسفند است؛
از سر شاخ این برهنه چنار
مرغکی
با ترنمی بیدار
میزند نغمه؛
نیست معلومم
آخرین شکوه از زمستان است،
یا
نخستین ترانههای بهار؟
چهارشنبه سوری مبارک
چارشنبه سوری چشمات داره چه نوری
از روی آتیش باید بپری زوری
چهارشنبه سوری مبارک
آفتاب گرم و بی جان از لای پرده ها
روی پوست سرد خانه میتابد
شورِ قشنگ چهارشنبه سوری همه جا را فراگرفته
اسفند یعنی یک سال دیگر
یعنی یک شانس دیگر
چهارشنبه سوری مبارک
پاس دارم آتش جاوید را
یادگار فطرت جمشید را
چند روزى مانده بودش تا به عید
آمد آتش در چنین روزى پدید
بهر او آتشگهى آراستند
از پلیدى و سیاهى کاستند
پس از آن هر روز در روزى چنین
جشن سورى بوده در ایران زمین
تا که آتش را پرستارى کنیم
از اهورا طلب یارى کنیم
بیا در غروب آخرین چهارشنبه سال برای گردگیری افکارمان آتشی بیافروزیم،
کینه ها را بسوزانیم، زردی خاطرات بد را به آتش و سرخی عشق را ازآتش بگیریم
و آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم!
آتشنشانها خسته اند و داغ دار،
چهارشنبه سوری رو ایرانی و سنتی،
بدون ترقه، مواد آتش زا و آروم برگزار کنیم!
واست آتیش روشن کردم که اخر زمستونه
چهار شنبه ی اخر سال قلب من آتیش بارونه
غمهاتو آتیش میزنم سرخی آتیش مال تو
چشم حسودا کور شه از عشق میون من و تو
در مسیر رسیدن بهار،
شاخههای خشکیده دلت را در آتش امروز بسوزان
تا دل مهربانت گرم شود.
چهارشنبه سوری مبارک!
بشد «چارشنبه» هم از بامداد / بدان باغ که امروز باشیم شاد
چهارشنبه سوری گرامی باد
پیشاپیش آغاز مانور جنگ جهانی سوم
و شبیه سازی انفجار های قاره ای
و آزمایش بمب های اتمی
بر تو مسئول ویژه برگزاری مراسم مبارک !
در دلم هر روز بساط چهارشنبه سوری به پاست
خاطرت وجودم را آتش زده
بیا و از روی دلم بپر
شاید بختمان به هم گره بخورد…
از اهورایی که شادی آفرید
رمز آتش پاکی و روشنگری
آفتاب گرم و بی جان از لای پرده ها
روی پوست سرد خانه میتابد
شورِ قشنگ چهارشنبه سوری همه جا را فراگرفته
اسفند یعنی یک سال دیگر
یعنی یک شانس دیگر
چهارشنبه سوری مبارک
زردی در سرخی گم می شود
دلها در آتش سرخ میشود
این چهارشنبه بهانه ایست
تا دلهای آتش گرفته خاکستر شوند
روز جشن آتش بر دل سرخی ها مبارک
چشم هایت چهارشنبه سوری آخر سالند
میان فشفشه ها گم میشود
چنین گفت زرتشت:
” که سوزانید بدی را درآتش ، تا ز آتش برون آید نیکی”
پس تو نیز چنین کن
.
.
.
تخ توخ پارت پورت زارت زورت تاراخ توروخ چارشنبه سوری مبارک
از عجایب عشق همین بس
تنها همانی آرامت می کند که دلت را آتش زده
چهارشنبه سوریت مبارک
