جبر جغرافیا/ کالبدشکافی روح مکان در «شهر خدا»

سینماسینما، مسعود ارجمندفر
مقدمه
در تاریخ سینما، معدود آثاری را میی هر مخاطبِ جدی، معمار، یا سینماگر این است: روانشناسی و سرنوشتِ انسان را نمیتوان بیرون از مکانهایی که در آنها زیسته است فهمید. فضا میتواند خشونت را تسهیل کند، اما همزمان میتواند میلِ به خروج، میلِ به ثبت (دوربینِ راکت) و میلِ به معنا دادن را نیز در دلِ خود بپروراند. «شهر خدا» روایتِ تراژیکِ انسانی است که میکوشد در برابرِحکم سرنوشت جبریِ مکان، هرچند برای یک لحظه، هرچند در یک فریزفریم، از خود مقاومت نشان دهد. و این، شاید بزرگترین دستاوردِ سینما در مواجهه با امرِ مکانی باشد.
(فصلی از کتاب «حس مکان در سینما»)
