
اقتصاد۲۴- ترکیه از دوره عثمانی تا آغاز حکومت شوروی در صحنه قفقاز حضوری فعال داشت. ظهور شوروی مانع از پیشروی ترکیه (دولت نوظهور بعد از جنگ جهانی اول) به قفقاز شد.
ساختار اداری- سیاسی قفقاز طبق نظر استالین شکل گرفت تا مانع دستیازی ترکیه به قفقاز شود. این ساختار تا پایان جنگ جهانی دوم کارآمدی داشت. ولی پس از پایان جنگ سرد و تقسیم جهان به دو ژئواستراتژی دریایی (به رهبری ایالات متحده) و ژئو استراتژی زمینی (به رهبری شوروی) و رویارویی این دو ژئواستراتزی، موجب بلوک بندی پیمانهای نظامی «ناتو» و «ورشو» شد. با پیوستن ترکیه به ناتو، قفقاز منطقه برخورد دو پیمان نظامی مخالف با ظرفیتهای برخورد ریسک بالا مواجه بود. این نظام دو قطبی تا فروپاشی شوروی کارایی داشت.
فروپاشی شوروی موجب رها شدن ظرفیتهای بالقوه در بحرانهای خفته در منطقه شد. تشکیل دولت نواستقلال در جمهوری آذربایجان و گرایش رهبران آن به ترکیه، موجب بروز نا آرامیها در قفقاز و درگیری بین ارمنستان و آذربایجان بر سر مساله منطقه عمدتا ارمنی نشین «قره باغ کوهستانی» در آستانه فروپاشی بلوک شرق شد.
ظهور ترکیه در قفقاز و آسیای مرکزی با معرفی این کشور به عنوان الگوی مناسب توسعه و پیشرفت برای کشورهای یاد شده از سوی غرب و بویژه ایالات متحده، ظرفیت تاثیر گذاری ترکیه در شکلگیری کشورهای تازه استقلال یافته افزایش یافت. تشکیل «شورای جمهوریهای ترک زبان»، با شرکت ترکیه و جمهوری آذربایجان و کشورهای آسیای مرکزی (به جز تاجیکستان)، به ترکیه امکان داد که در سایه تحریم ایران (و بعدها روسیه) از سوی ایالات متحده و اروپا، روح تازهای در کالبد آنکارا دمیده شود تا در سودای احیای امپراتوی عثمانی باشد.
بیشتر بخوانید: خیز علیاف و اردوغان برای بازگشایی کریدور جعلی زنگزور؛ ایران در چه زمینبازی قرار دارد؟
