
اپیزود یازدهم «سرو، سپید، سرخ» با عنوان «جانفدا» به کارگردانی علی طاهرفر، داستان جوانی را روایت میکند که در تمام طول زندگیاش با یک قضاوت نادرست مواجه بوده است؛ رحمت کسی است که اطرافیان او را دروغگو، بیخیال و سر بههوا میدانند و تصور میکنند تمام دغدغهاش گرفتن ویدیو و گذاشتن آن در اینستاگرام است، اما در جریان یک اتفاق امنیتی، همان ویژگیهایی که دیگران دستمایه تمسخر قرار دادهاند، تبدیل به نقطه قوت او میشود.
رحمت بیش از آنکه یک جوان بیمسئولیت باشد، ناظری دقیق است که دیگران متوجه دقت او نشدهاند. حتی ویدیوهایی که او برای صفحه اینستاگرامش تهیه میکرد، برخلاف تصور اهالی، صرفاً سرگرمی نبود؛ او از افرادی فیلم میگرفت که برای حفاری، پیدا کردن و سرقت زیرخاکی به منطقه میآمدند. بنابراین علاقه رحمت به فیلم گرفتن، نه نشانه بیخیالی، بلکه بخشی از حساسیت او نسبت به اتفاقاتی است که در اطرافش رخ میدهد.
یکی از جذابیتهای «جانفدا» در شخصیتپردازی همین تضاد است؛ جوانی که همه او را دستکم گرفتهاند، در موقعیتی قرار میگیرد که باید به تنهایی تصمیم بگیرد. رحمت وقتی با یک جاسوس مواجه میشود، با وجود آنکه کسی حرفش را باور نمیکند، عقب نمینشیند. او میترسد، ناراحت میشود و حتی از اینکه دوباره دروغگو خطاب شود بهشدت آزرده است، اما ترسش باعث نمیشود از کاری که درست میداند دست بکشد.
