جانبازی در تفحص خیر عظیم حاج مجید بود

سرهنگ غلامی فقط بخشی از یک ریه‌اش کار می‌کرد و همیشه در ماشینش ا‌کسیژن داشت. یک روز در طلائیه به او گفتم جناب سرهنگ شما نمی‌خواهی به خانه‌تان بروی؟ چند سال در جنگ بودی و حالا هم در تفحصی. با دست به خاکریز مقابل اشاره کرد و گفت: «بچه‌های من زیر همین خاکریز‌ها خوابیده‌اند. تا آن‌ها را پیدا نکنم و تحویل مادرهایشان ندهم، نمی‌روم.»

سرهنگ غلامی فقط بخشی از یک ریه‌اش کار می‌کرد و همیشه در ماشینش ا‌کسیژن داشت. یک روز در طلائیه به او گفتم جناب سرهنگ شما نمی‌خواهی به خانه‌تان بروی؟ چند سال در جنگ بودی و حالا هم در تفحصی. با دست به خاکریز مقابل اشاره کرد و گفت: «بچه‌های من زیر همین خاکریز‌ها خوابیده‌اند. تا آن‌ها را پیدا نکنم و تحویل مادرهایشان ندهم، نمی‌روم.»

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *