
همانند ادوار گذشته، همان عدد نزدیک به ۳۸درصد نیز با کلی تعارف و آغاز بدانجا رسیده و گرنه همان تحقق ۲۵درصدی و ناتوانی در تحقق ۶۵درصد اهداف، برازنده سیستم دولتی ما بوده است.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، در بررسی عملکردهای نهادها در سال اول برنامه هفتم، وقتی به انتهای جدول میرسیم، سه نام در سکوت میدرخشد: وزارت راه و شهرسازی ۲۱ درصد، وزارت آموزش و پرورش ۲۱ درصد، وزارت کار، رفاه و تامین اجتماعی ۲۲ درصد.
همین اعداد کافی است تا بفهمیم فاجعهای در جریان است آن هم در حوزه اجتماعی؛ فاجعهای که نه با تحریم توضیح داده میشود، نه با کمبود بودجه، بلکه با یک واقعیت تلخ: ۲۱ درصد یعنی فقط امور اداری، مرخصی رفتنها و پرداخت اضافهکاریها انجام شده است.
کارتزنی صبحگاهی، مرخصیهای تأییدشده، اضافهکاریهای ثبتشده در سیستم، شاید چند جلسه هماهنگی و یک گزارش رنگارنگ برای آرشیو. اینها احتمالا همان ۲۱ درصدی است که به عنوان «تحقق» برنامه هفتم ثبت شده. نه یک کلاس درس استاندارد، نه یک حقوق بازنشستگی متناسب و نه یک جاده مناسب که اتفاقا وزارت راه هم در انتهای لیست با دو وزارتخانه دیگر همراهی میکند، با عرصه اجتماعی ارتباط پیدا میکند. فقط کاغذبازی، امضا، و مهر.
این همان برنامه دولت است
یادمان میآید که مسعود پزشکیان، در ایام انتخابا، که برای بقا به هر نحو ممکن طراحی شده. بقای کاغذها، بقای جلسات، بقای گزارشها. اما نه بقای مردم. ۲۱درصد یعنی از یک چهارم هم پایینتر. یعنی کاظمی نمرهاش از معدل پایین دانشآموزان کشور، پایینتر است و میدری خیلی پایینتر از خط فقر قرار دارد.
اگر قرار است تغییری باشد، باید از همین ۲۱ درصد شروع شود. نه با توجیه، نه با دفاع، نه با وعده. با یک سؤال ساده: چرا فقط ۲۱ درصد؟ و چرا این ۲۱ درصد هم، فقط امور اداری است؟
تا وقتی این سؤال پاسخ نگیرد، برنامههای بعدی هم نوشته خواهند شد، بودجه خواهند گرفت، و در کشو خواهند خوابید. و ما، عادت کرده ایم به این اعداد. یک بار دیگر، در سال پبعد و سالهای بعد، خواهیم نشست و همان ۲۱ درصدها را خواهیم شنید.
سعید وفائیان
