
به گزارش مجله خبری نگار، ظهر یک روز معمولی در محله حاجیآباد سنندج، صدایی غیرعادی سکوت کوچه را شکست؛ فریادهای کمک دو کودک از پشت درهای بسته خانهای که مدتی بود رفتوآمدی در آن دیده نمیشد. همسایهها ابتدا تصور کردند اختلافی خانوادگی در جریان است، اما وقتی فریادها ادامه پیدا کرد و پاسخی از داخل خانه نیامد، نگرانی جای تردید را گرفت. تماس با اورژانس اجتماعی و ورود نیروهای امدادی به خانه، پرده از واقعیتی برداشت که بسیاری آن را یکی از تلخترین نمونههای کودکآزاری در ماههای اخیر توصیف کردهاند. دو دختر ۷ و ۱۵ ساله در فضایی تنگ در سرویس بهداشتی خانه محبوس شده بودند؛ با بدنهایی که آثار آشکار ضربوجرح، سوءتغذیه و شکنجه را نشان میداد. آنها بلافاصله به بیمارستان منتقل شدند و همزمان پرونده قضایی برای پدر و نامادریشان تشکیل شد. انتشار خبر این حادثه موجی از خشم، همدردی و مطالبهگری را در شبکههای اجتماعی به راه انداخت؛ بسیاری از کاربران خواستار برخورد قاطع با عاملان این ماجرا شدند. اما این پرونده تنها یک خبر تلخ نیست. روایت آن، پرسشی جدی را پیش روی جامعه میگذارد: چطور ممکن است چنین خشونتی در یک خانه رخ دهد و مدتها از چشم دیگران پنهان بماند؟
