قرآن، گفتوگوی این دو و معجزاتی که موسی(علیه السلام)در آنجا نشان داد و حوادث بعد از آنرا اینگونه تشریح میکند: «سزاوار است که درباره خدا سخنى جز حق نگویم. بیتردید من دلیلى روشن [بر صدق رسالتم] از سوى پروردگارتان براى شما آوردهام، [از حکومت ظالمانهات دست بردار] و بنى اسرائیل را [براى کوچ کردن از این سرزمین] با من روانه کن. [فرعون] گفت: اگر [در ادعاى پیامبرى] از راستگویانى چنانچه معجزهاى آوردهاى آنرا ارائه کن.
پس موسى عصایش را انداخت، پس به ناگاه اژدهایى آشکار شد. و دستش را از گریبانش بیرون کشید که ناگاه دست براى بینندگان سپید و درخشان گشت.
اشراف و سران قوم فرعون گفتند: قطعاً این جادوگرى [زبردست و] داناست. میخواهد شما را از سرزمینتان بیرون کند اینک [درباره او] چه رأى و نظرى میدهید؟ گفتند: [مجازات] او و برادرش را به تأخیر انداز و نیروهاى گردآورنده را به شهرها روانه کن. تا هر جادوگرى دانا را به نزد تو آورند. و جادوگران نزد فرعون آمدند [و] گفتند: آیا اگر پیروز شویم، حتماً براى ما پاداش و مزد قابل توجهى خواهد بود؟ گفت: آرى، و یقیناً از مقرّبان خواهید بود.
