جاده های سرد 1364

در فصل زمستان جواني به نام اسماعيل ناچار مي شود براي تهيه ي داروي پدر بيمارش به شهر برود. معلم روستا و جواني به نام رحمان نيز با او همراه مي شوند. در بين راه، معلم كه يكي از پاهايش را سال ها قبل در درگيري با گرگ ها از دست داده است از اسماعيل و رحمان جدا مي شود و در بازگشت به روستا مورد هجوم گرگ ها قرار مي گيرد و به گودالي پناه مي برد. اسماعيل و رحمان پس از تهيه ي دارو راه رفته را باز مي گردند و به گروهي از اهالي روستا كه براي نجات دادن معلم آمده اند مي پيوندند و او را كه در مقابله با گرگ ها زخمي شده است نجات مي دهند .

در فصل زمستان جواني به نام اسماعيل ناچار مي شود براي تهيه ي داروي پدر بيمارش به شهر برود. معلم روستا و جواني به نام رحمان نيز با او همراه مي شوند. در بين راه، معلم كه يكي از پاهايش را سال ها قبل در درگيري با گرگ ها از دست داده است از اسماعيل و رحمان جدا مي شود و در بازگشت به روستا مورد هجوم گرگ ها قرار مي گيرد و به گودالي پناه مي برد. اسماعيل و رحمان پس از تهيه ي دارو راه رفته را باز مي گردند و به گروهي از اهالي روستا كه براي نجات دادن معلم آمده اند مي پيوندند و او را كه در مقابله با گرگ ها زخمي شده است نجات مي دهند .

منبع  : دایره المعارف فیلم های ایرانی ( سون آرت پدیا )

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *