
مستند «جای خالی فرهاد» روایتگر خانوادهای که پدرشان (فرهاد) در سوریه به شهادت رسیده است اما مادربزرگ سالخورده و مبتلا به آلزایمر خانواده از این واقعیت آگاه نیست و اعضای خانواده با یک توافق خاموش، این حقیقت تلخ را از او پنهان میکنند.
جاده در این فیلم، فراتر از یک لوکیشن صرف به استعارهای مرکزی بدل میشود. این جاده نماد مسیر زندگی این خانواده پس از فقدان است. مسیری ناهموار، خاکی و پر از پیچ و خم که اعضای خانواده ناگزیر از پیمودن آن هستند. هر سفر با ماشین در جاده، بازتابی است از سفر درونی آنها میان حقیقت و وهم، میان غم واقعی و نمایش روزمرگی.
جاده همچنین نماد فاصله است، فاصله مکانی بین ایران و سوریه، فاصله عاطفی بین آگاهی نوهها و ناآگاهی مادربزرگ و فاصله زمانی بین لحظه شهادت و اکنونی که باید مدیریت شود. کاربرد مستندسازی از جاده، فیلم را از حصار یک خانه خارج کرده است و به فضایی شبه-روایی میبرد که در آن، سکوت درون خودروها، گویاتر از هر دیالوگی است.
