تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۵/۰۹ ساعت ۱۳:۰۱

گروه اقتصادی: یک اقتصاددان با بیان اینکه ریشه بسیاری از مشکلات اقتصادی کشور در نابرابری و انحصار است، تأکید کرد: اقتصاد رانتی با توزیع نابرابر فرصتها و ایجاد انحصار برای افراد نزدیک به ساختار قدرت، زمینه دلاریسازی اقتصاد، افزایش هزینه تولید و شکلگیری ثروتهای بادآورده را فراهم کرده است.
به گزارش ایسنا، حسین راغفر در نشستی با عنوان «رژیمهای نابرابری و ایدئولوژیهای توجیهکننده نابرابریهای ناموجه» در موسسه دین و اقتصاد که به مناسبت رونمایی از کتاب «سرمایه و ایدئولوژی» نوشته توماس پیکتی و ترجمه حسین راغفر برگزار شد اظهار کرد: تا پیش از قرون وسطا در کشورهای صنعتی هرکسی که محروم به دنیا میآمد این را پذیرفته بود که چون متعلق به طبقه کارگری یا طبقات کشاورزی است حق اینکه صاحب ملک شود را ندارد و در خدمت صاحبان سرمایه است.
وی افزود: کتاب پیکتی درباره ساختاربندی سیاسی و نابرابریها میگوید هر رژیم نابرابری پاسخی به دو پرسش اساسی دارد؛ یکی مسئله مالکیت و اینکه چگونه ثروت و دارایی در جامعه توزیع میشود. افراد حاضر در ساختار قدرت بدون هیچ هنر، نوآوری، خلاقیت و تلاش و کوشش، ثروتهای بادآورده به دست میآورند.
به گفته راغفر، پسر آقای فلانی یا عروس یا داماد فلان فرد به فرصتهای بیسابقهای میرسند که ره صد ساله را یک شبه میپیمایند؛ به درفقا است. دوم فراهم آوردن فرصتهای انحصاری و شبه انحصاری برای دوستان است. به طور مثال انحصار واردات شکر، میوه، خودرو و اشکال مختلف انحصارها و شبه انحصارها را شاهد هستیم.
به گفته راغفر، این امتیازات شکاف بازده سرمایههای تجاری را به شدت نسبت به نرخ رشد اقتصادی بیشتر میکند و نابرابریها را افزایش میدهد. وقتی که نرخ رشد بازدهی سرمایه بیشتر از نرخ رشد نیروی کار است نابرابریها رقم میخورد که در کشور به شدت این مسئله رشد کرده و موازنههای جدیدی به نهادهای حاکمیتی داده است. این رژیم نابرابری که از میانه دهه ۱۳۸۰ به بعد یعنی سال ۱۳۸۴ به وجود آمد به رشد فقر منجر شد. درآمدهای نفتی بزرگی در آن دوره به دست آمد. ما نفت را بشکهای ۱۲۰ دلار فروختیم اما معلوم نشد که این درآمدها به کجا رفت. مشخصه آن دوره توجه به فردگرایی و پیگیری منافع شخصی در غیاب دستگاه قضایی مستقل بود.
به گزارش ایسنا، حسین راغفر در نشستی با عنوان «رژیمهای نابرابری و ایدئولوژیهای توجیهکننده نابرابریهای ناموجه» در موسسه دین و اقتصاد که به مناسبت رونمایی از کتاب «سرمایه و ایدئولوژی» نوشته توماس پیکتی و ترجمه حسین راغفر برگزار شد اظهار کرد: تا پیش از قرون وسطا در کشورهای صنعتی هرکسی که محروم به دنیا میآمد این را پذیرفته بود که چون متعلق به طبقه کارگری یا طبقات کشاورزی است حق اینکه صاحب ملک شود را ندارد و در خدمت صاحبان سرمایه است.
وی افزود: کتاب پیکتی درباره ساختاربندی سیاسی و نابرابریها میگوید هر رژیم نابرابری پاسخی به دو پرسش اساسی دارد؛ یکی مسئله مالکیت و اینکه چگونه ثروت و دارایی در جامعه توزیع میشود. افراد حاضر در ساختار قدرت بدون هیچ هنر، نوآوری، خلاقیت و تلاش و کوشش، ثروتهای بادآورده به دست میآورند.
به گفته راغفر، پسر آقای فلانی یا عروس یا داماد فلان فرد به فرصتهای بیسابقهای میرسند که ره صد ساله را یک شبه میپیمایند؛ به درفقا است. دوم فراهم آوردن فرصتهای انحصاری و شبه انحصاری برای دوستان است. به طور مثال انحصار واردات شکر، میوه، خودرو و اشکال مختلف انحصارها و شبه انحصارها را شاهد هستیم.
به گفته راغفر، این امتیازات شکاف بازده سرمایههای تجاری را به شدت نسبت به نرخ رشد اقتصادی بیشتر میکند و نابرابریها را افزایش میدهد. وقتی که نرخ رشد بازدهی سرمایه بیشتر از نرخ رشد نیروی کار است نابرابریها رقم میخورد که در کشور به شدت این مسئله رشد کرده و موازنههای جدیدی به نهادهای حاکمیتی داده است. این رژیم نابرابری که از میانه دهه ۱۳۸۰ به بعد یعنی سال ۱۳۸۴ به وجود آمد به رشد فقر منجر شد. درآمدهای نفتی بزرگی در آن دوره به دست آمد. ما نفت را بشکهای ۱۲۰ دلار فروختیم اما معلوم نشد که این درآمدها به کجا رفت. مشخصه آن دوره توجه به فردگرایی و پیگیری منافع شخصی در غیاب دستگاه قضایی مستقل بود.
