در هفتههای اخیر، بخش عمدهای از پوشش رسانهای بینالمللی روی ادعای دونالد ترامپ رئیسجمهور ایالات متحده متمرکز بوده که مدعی شده دو کشور تایلند و کامبوج با آتشبس تازهای توافق کردهاند
جوان آنلاین: در هفتههای اخیر، بخش عمدهای از پوشش رسانهای بینالمللی روی ادعای دونالد ترامپ رئیسجمهور ایالات متحده متمرکز بوده که مدعی شده دو کشور تایلند و کامبوج با آتشبس تازهای توافق کردهاند. ترامپ اعلام کرد که این توافق به واسطه میانجیگری ایالات متحده حاصل شده و توافقی برای پایاندادن به درگیریهای مرزی صورت گرفته است، اما در عمل، آتشبس ادعا شده به سرعت فروپاشید. منابع رسمی در بانکوک اعلام کردند که هیچ توقف آتش واقعی در جریان نیست و ارتش تایلند حملات جدید را از سر گرفته است. این تضاد آمار و روایت، نه فقط نشاندهنده بیدقتی رسانهای یا خوانش خوشبینانه از وضعیت صلح است، بلکه نمودی از بحران واقعی در سیاست خارجی ایالات متحده در دوره ترامپ است، بزرگنمایی موفقیتهای دیپلماتیک در حالی که آتشبس و توافقهای اعلامشده روی زمین اجرایی نشدهاند. این وضعیت تا حد زیادی مشابه دیگر صلحطلبیهای اعلامشده تحت پرچم امریکا در سال جاری است که برخی تحلیلها از عنوان «سقوط توافقهای صلح ترامپ» در برابر شعلهور شدن مجدد مناقشههای متعدد در نقاط مختلف جهان استفاده کردهاند.
در میدان، بحران بسیار فراتر از ادعاهای رسانهای و سیاسی است. نبردها ادامه دارد و تا امروز حملات هوایی و توپخانهای میان دو طرف گزارش شده است. کامبوج تأکید دارد جنگندههای تایلندی نه تنها مناطق نظامی که حتی مناطقی نزدیک به پناهگاههای غیرنظامیان را نیز هدف قرار دادهاند. گزارشها از بمباران عمیق در خاک کامبوج و تلفات غیرنظامیان حکایت دارند و بیش از نیم میلیون نفر آواره در هر دو کشور گزارش شده است. حتی با وجود تلاش واشینگتن برای تحمیل صلح، ارتش تایلند در اقدامی تهاجمیتر، محدودیتها و موانع در مرز از جمله محدودکردن صادرات سوخت به کامبوج را بررسی کرده که در نوع خود نشانه ادامه رقابت و فشار نظامی است. در چنین زمینهای، تأکید ترامپ بر آتشبس توافق شده نه تنها واقعیت میدان را منعکس نمیکند، بلکه شواهدی از مانور سیاسی و انتخابی در روایتپردازی به نفع منافع تصویرسازی ایالات متحده ارائه میدهد.
میانجی یا خودبزرگبین؟
حال باید بررسی کرد که آیا ایالات متحده واقعاً میانجی بیطرف بود یا روایتسازی قدرتطلبانه؟ ترامپ با حضور در مذاکرات و اعلام توافقها تلاش کرده است تصویر خود و امریکا را به عنوان دهنده مناقشات جهانی تثبیت کند. این رویکرد، اگرچه در رسانههای امریکایی و گروهی از هواداران وی بازتاب مثبت دارد، اما در سطح واقعیت جهانی با برخی فروپاشیهای توافق مواجه بوده است. امری که نشان میدهد اعلام آتشبس تاریخی یا حتی پایان مناقشات قبل از تضمین اجرایی و پایدار بودن توافق، بیش از آنکه تحلیل و واقعبینی باشد، یک بزرگنمایی نقش و بازی رسانهای و سیاسی است. همچنین، در جریان مذاکرات قبلی، واشینگتن تهدید کرده بود که در صورت ادامه درگیریها، مذاکرات تجاری با دو کشور را متوقف خواهد کرد. این اقدامات که به جای اعتمادسازی دیپلماتیک بیشتر شبیه فشار اقتصادی و سیاسی است، پرسشهای اصلی را درباره هدف سیاسی واقعی امریکا از ورود به این مناقشه ایجاد میکند. آیا هدف، صلح پایدار و احترام به حاکمیت ملی کشورها بوده یا تحمیل خواستههای واشینگتن با ابزار تهدید و اهرمهای قدرت؟ از سوی دیگر، ایالات متحده به ویژه در بیانیههای رسمی کمتر به ریشههای تاریخی و ساختاری مناقشه مرزی تایلند و کامبوج پرداخته است. اختلافات مرزی که از دوران استعمار بر جای ماندهاند و بدون ورود کشورهای منطقه و سازوکارهای محلی قابل حل نیستند. این نوع میانجیگری سطحی، بیش از آنکه به حل و فصل عمیق و پایدار منجر شود، درگیر لحظههای نمادین و برنامههای رسانهای میشود که عملاً نقش دیپلماتیک واقعی را تضعیف میکند.
