
گروه اندیشه: محمدمهدی سرفرازشکوهی مقاله ای در سیاست نامه شماره ۲۲ نوشته و در آن به تحلیل دیدگاههای رضا داوری اردکانی در کتاب «آزادی، قانون و سازمان» درباره تجدد میپردازد. داوری اردکانی با تبیین رابطه میان «آزادی، قانون و سازمان»، در جوامع خودبنیاد، به نقد تکنیک و نابرابریهای برخاسته از آزادی نئولیبرالی در این جوامع میپردازد و تاکید می کند که تنها «علم» دارای مناسبت تام با آزادی واقعی با آزادی است. خلاصه ای از این مقاله را در ادامه می خوانید:
****
داوری بعد از مقدمهای مفصل که در آن ابعاد گوناگون آزادی و ردپای آن در تاریخ معاصر ایران و سیر مختصر آن را در جوار تجدد و همتراز با علم بررسی میکند، سراغ رابطهی قانون به عنوان مکمل و موید و بستر آزادی با سازمان به عنوان موْلِد آزادی میرود و بارها تاکید میکند که پدیدههایی ری ضربه کاری را فرومیبرد و در تلاطم تمنا و تعریف آزادی به این نتیجه میرسد که مردمان چنان تنها شدهاند که باید با آزادی نئولیبرال یعنی آزادی بدون قدرت (همراه با توهم داشتنش) در تنهایی بسازند. شاید قصد مولف از بیان این مسائل این باشد که خواننده را با این واقعیت روبهرو کند که نیازی نیست هر فیلسوفی از راه رسید، بتواند به نحو کامل هر آنچه را روی میدهد یا روی داده است، گزارش کند؛ بنابراین نسبت به آزادی یا هر پدیده دیگر بشری باید آن را با حدود عقلی محدود سنجید؛ در این معرکهالآراء این گزاره را استثنا میکند، تنها علم است که با آزادی مناسبت تام دارد، شاید به دلیل اینکه آزادی و علم تکنولوژیک، دو امر تاریخی همزمانند.
ادامه مطلب را میتوانید در شماره ۲۲ سیاستنامه مطالعه کنید.
۲۱۶۲۱۶
