تولید حداکثری و مصرف حکیمانه منطق سبک زندگی زاهدانه است

زاهد کسی نیست که اگر زمینی دارد بگوید همین که این زمین ۲، ۳ هزار کیلو گندم به من بدهد و خودم و اقوام را کفایت کند بس است، زاهد آن است که می‌گوید من از این زمین باید ۱۰ تن گندم برداشت کنم، ولی قرار نیست همه را خودم و اقوامم بخوریم. جمله‌ای دارد امیرالمؤمنین (ع) در خطبه متقین که ویژگی‌های اهل تقوا را توصیف می‌کند. آنجا می‌فرمایند متقین کسانی هستند که «ملبسهم الاقتصاد» یعنی این‌ها همه چیزشان تحت پوشش قصد است

تاریخ انتشار: ۱۹ اسفند ۱۳۹۸ – ۰۴:۲۹

زاهد کسی نیست که اگر زمینی دارد بگوید همین که این زمین ۲، ۳ هزار کیلو گندم به من بدهد و خودم و اقوام را کفایت کند بس است، زاهد آن است که می‌گوید من از این زمین باید ۱۰ تن گندم برداشت کنم، ولی قرار نیست همه را خودم و اقوامم بخوریم. جمله‌ای دارد امیرالمؤمنین (ع) در خطبه متقین که ویژگی‌های اهل تقوا را توصیف می‌کند. آنجا می‌فرمایند متقین کسانی هستند که «ملبسهم الاقتصاد» یعنی این‌ها همه چیزشان تحت پوشش قصد است

سرویس سیاسی جوان آنلاین: مقام معظم رهبری در بیانیه گام دوم انقلاب آورده‌اند: «در جمهوری اسلامی کسب ثروت نه‌تن‌ها جرم نیست که مورد تشویق نیز هست» از سوی دیگر معظم‌له از همان ابتدای پذیرش امر رهبری، تأکیدات فراوانی بر ساده‌زیستی به ویژه ساده‌زیستی مسئولان دارند. برای واکاوی این دوگانه به ظاهر متناقض به سراغ حجت‌الاسلام دکتر عبدالکریم عابدینی، امام جمعه و نماینده، ولی فقیه در استان قزوین و عضو هیئت علمی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)، رفته‌ایم. او که از جمله مسئولانی است که در زندگی شخصی و اجتماعی خود ساده‌زیستی را پیشه کرده، منطق سبک زندگی زاهدانه را بیشترین تولید و حکیمانه‌ترین مصرف می‌داند و معتقد است نگاه مسئول زاهد به مردم باید نگاهی کریمانه باشد و این تنها وقتی محقق خواهد شد که مردم از صمیم قلب عدالت را دوست بدارند و نسبت به آن حساس باشند. حاصل این گفتگو در ادامه از نظر می‌گذرد.

برخی از مسئولان ثروت‌های بسیاری دارند که از راه مشروع هم کسب کرده‌اند، به نظرتان نسبت این افراد با زهد و ساده‌زیستی چگونه است؟
منطق زهد این است که تا می‌توانی تولید داشته باشی، اما در مصرف، حکیمانه رفتار کنی. فرض کنید این آدمی که ثروت دارد می‌خواهد خانه‌ای برای زندگی بگیرد. ما در روایات هم داریم خانه شما اگر وسیع باشد خوب است. در روایات ما نیامده که خانه‌های قوطی کبریتی‌ای را انتخاب کنید که بچه‌ها جای کوچک‌ترین مانوری ندارند. البته ممکن است اضطرار ما را به اینجا بکشد که در خانه کوچک و آپارتمانی زندگی کنیم. این ناگزیر است، اما قرار اسلام به این نیست که تا می‌توانی در دخمه زندگی کن؛ دستور اسلام این است که خانه‌ات وسیع باشد، مرکبت (که حالا ماشین است) مرکب راهوار باشد. اما باید دقت کرد که ماشین، خانه و منش زندگی به‌ویژه مسئولان قطعاتی از پازلی هستند که در کنار قطعات فراوان دیگر شاکله اجتماعی ما را می‌سازند. این قطعات اگر با دیگر قطعات همخوانی نداشته باشند، شاکله اجتماعی را کاریکاتوری می‌کنند و اگر جامعه کاریکاتوری شد، ثروتِ ثروتمندان آزاردهنده خواهد بود و فقرِ فقرا غیر قابل تحمل و این با نظامات معنوی و دینی ما همخوانی ندارد. به عبارت دیگر وقتی آدمی می‌خواهد ماشین یا خانه میلیاردی و حقوق نجومی بگیرد این درآمد، چون با سایر بخش‌های جامعه همخوانی ندارد پس روا نیست. متأسفانه الان در درآمد‌های میلیاردی عمدتاً دقت‌های لازم شرعی نمی‌شود؛ البته معنای حرفم این نیست که هر کس ثروت داشت حتماً از راه حرام به دست آورده است؛ من این را منکر نیستم که یک نفر می‌تواند با در نظر گرفتن همه دقت‌های شرعی، ولی با هوش اقتصادی (صنعتی یا تاجر) به ثروت زیادی دست پیدا کند، ولی خیلی از اوقات ثروت‌ها منبع نامشروع دارد. مرز زهد و غیرزهد، رعایت حلال و حرام است. منظور من هم بیشتر کسانی است که یک‌شبه با یک رانت یا فساد یا دزدی یا پایمال کردن حق دیگران به ثروت چند صد میلیونی رسیده‌اند. این دیگر نمی‌تواند بگوید من زاهد هستم این اساسش با زهد منافات دارد. این که مثال می‌زنید خانه کذا اگر از راه نامشروع باشد اساساً ضد زهد است.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *