
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، فیلم مستند «تولد یکفرمانده» به کارگردانی محمد رحمانی چندی پیش منتشر، و تکهای از پازل تاریخ دفاع مقدس ایران در هشتسال جنگ تحمیلی شد.
کارگردان اینمستند را بهعنوان نویسنده و پژوهشگر میشناسیم. کتاب «من اعتراف میکنم»ش هم سال ۱۴۰۲ برنده جایزه جلال آل احمد شد و رفتن او بهسمت ساخت مستند تصویری از یکچهره قابل درک است. چون بهنظر میرسد رحمانی خواسته قاب تصویر را هم در ساخت مستند بیازماید. ساختار «تولد یکفرمانده» هم، ترکیبی از مصاحبههای شخصیت محوری، تصاویر مستند آرشیوی از زمانه شخصیت، تصاویر تزیینی و عکسهای شخصیت هستند. مصاحبههای موجود در فیلم هم طی چندسال انجام شده و منحصر به بازه زمانی کوتاهی نیستند.
اما عنوان و ساختار مستند مورد اشاره، یکمشکل دارند؛ اینکه در تیتراژ اینگونه میبینیم: تولد یکفرمانده/ به روایت یدالله ایزدی/ کارگردان: محمد رحمانی. راوی متن خود رحمانی است و کسانی که صدایش را میشناسند، متوجه میشوند او در حال روایت نریشن یا متن فیلم است. از طرفی مشخص است یدالله ایزدی چندسالی با پروژه زندگی حاجعلی فضلی درگیر بوده و ساخت مستند، احتمالا نتیجه توافق ایزدی و رحمانی بوده است. اما زاویه دیدی که پشت دوربین اینمستند نشسته، مشخص نیست و بلاتکلیف است. یعنی مشخص نیست. اینمیان احساس میشود فیلم مخاطب را رها کرده و به خدمات دیگر حاجعلی فضلی از بیتالمقدس به بعد نپرداخته است. در اینزمینه هم باید پاسخ کارگردان و طراح اثر را شنید. چون ممکن است بگویند نام اثر «تولد یکفرمانده» است و صرفا میخواستیم چگونگی رشد و بالا آمدن علی فضلی را بهعنوان سربازی که فرمانده میشود، به تصویر بکشیم نه همه جزییات زندگیاش را. با اینهمه باید گفت فیلم دقایقی را در ابتدا به دوران کودکی حاجعلی فضلی اختصاص داده و میشد با عنوان «ادامه دارد» در پایان، راه را برای ساخت فازهای بعدی آن باز گذاشت.
آنچه اهمیت دارد، این است که مخاطبان رحمانی باید اثر بعدی مولف موردنظرشان را در قالب کتاب ببینند یا فیلم؟ ممکن است رحمانی بگوید به فراخور زمان دست به انتخاب میزند و شرایط، قاب و قالب اثرش را مشخص میکنند اما رفت و برگشت به قاب دوربین و کتاب، شاید بر فرم و محتوای اثر مخلوق رحمانی و مدیریت آن تاثیر بگذارد.
