تولد دوباره رزمنده ای در سردخانه/ در تاریخ عقد هایی که رهبری خوانده اند، استثناییم

سردار می گوید: می شنیدم که دکترها با هم بحث می کنند. می گفتند وضعیت اسفباری دارم و اگر بخواهند به من رسیدگی کنند از کار درمان مجروحین دیگر بازمی مانند. مرا به سردخانه منتقل کردند. متوجه بودم که در سردخانه و کنار شهدا هستم. دو مرتبه به هوش آمدم. سربازی هنگام رد شدن از آن جا، متوجه شد نفس می کشم و...
سردار می گوید: می شنیدم که دکترها با هم بحث می کنند. می گفتند وضعیت اسفباری دارم و اگر بخواهند به من رسیدگی کنند از کار درمان مجروحین دیگر بازمی مانند. مرا به سردخانه منتقل کردند. متوجه بودم که در سردخانه و کنار شهدا هستم. دو مرتبه به هوش آمدم. سربازی هنگام رد شدن از آن جا، متوجه شد نفس می کشم و…

منبع  : بولتن نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *