کاهش بارندگی و دخالتهای انسانی روند کاهش جریان ورودی به سدهای کشور را تشدید و بازنگری مدیریتی و فناوری در بهرهبرداری از منابع آب را ضروری کرده است
جوان آنلاین: سدها، شاهرگهای حیاتی تأمین آب کشورمان، امروز در پیچیدهترین شرایط تاریخی خود قرار دارند. کاهش بارندگی به دلیل تغییرات اقلیمی و دخالتهای بیرویه انسانی در حوزه آبریز موجب شده است تا بسیاری از سدها با کاهش چشمگیر ذخیره آب مواجه شوند، حالتی که کارکرد اصلی این سازهها را زیر سؤال برده است. گزارش اخیر مرکز پژوهشهای مجلس که به بررسی ۵۲سد در حال بهرهبرداری پرداخته است، نشان میدهد بیش از ۹۸ درصد سدها با کاهش جریان ورودی مواجه بودهاند که شدت آن از ۳ تا ۹۴ درصد متغیر است. این واقعیت نه تنها بحران کمآبی را تشدید کرده، بلکه بر امنیت غذایی، تولید انرژی و توسعه اقتصادی کشور نیز تأثیر عمیق گذاشته است، اما بحران سدها تنها به اعداد و آمار خلاصه نمیشود؛ این وضعیت، فرصتی برای بازتعریف سیاستها، ارتقای فناوری و اصلاح مدیریت منابع آب فراهم آورده تا سدها بتوانند نقش خود را بهصورت بهینه و پایدار ایفا کنند.
سدها از دیرباز به عنوان محور مدیریت منابع آب شناخته شدهاند، سازههایی که وظیفه ذخیره، تنظیم و تأمین آب سطحی برای مصارف متنوع را برعهده دارند. این منابع حیاتی نه تنها تأمینکننده آب شرب میلیونها نفر هستند، بلکه در بخش کشاورزی، صنعت، تولید انرژی برقآبی و حتی کنترل سیلابها نقش تعیینکنندهای ایفا میکنند. با این حال، در سالهای اخیر شرایطی پیش آمده است که سدهای کشورمان را با چالشی کمسابقه روبهرو ساخته است، کاهش محسوس جریان ورودی به مخازن و افت شدید درصد پرشدگی آنها که حاصل دست به دست شدن تغییرات اقلیمی و مدیریت ناکارآمد منابع آب است.
بررسی آماری ۵۲ سد فعال در کشور از سوی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی به روشنی نشان میدهد که بیش از ۹۸ درصد این سدها کاهش جریان ورودی را تجربه کردهاند. شدت این کاهش در برخی موارد تا ۹۴ درصد بوده و این بدان معناست که در بسیاری از مناطق، سدها توان ذخیرهسازی کافی برای تأمین نیازهای مختلف را از دست دادهاند. سد لار در حوضه خزر نمونه بارز این وضعیت است، در طول ۳۷ سال بهرهبرداری، میانگین درصد پرشدگی مخزن این سد تنها ۱۱ درصد بوده است و بیش از ۸۱ درصد زمان بهرهبرداری، حجم ذخیره آب آن به کمتر از ۲۰ درصد رسیده است، اما این کاهش جریان ورودی چه عللی دارد؟ پاسخ گزارش در دو عامل کلیدی خلاصه میشود: نخست، کاهش بارندگی و تغییرات اقلیمی که طبیعتاً دسترسی به منابع آب سطحی را محدود کردهاند؛ دوم، دخالتهای انسانی که شامل برداشت غیرمجاز و بیرویه آب، تغییرات کاربری زمین، ساختوسازهای نامناسب و مدیریت ناکافی منابع آب است. در واقع در بسیاری موارد تأثیر این دو عامل به شکل ترکیبی و گاه نامتناسب عمل کرده است. مثلاً در سد ۱۵ خرداد، حدود ۹۰ درصد کاهش ورودی ناشی از فعالیتهای انسانی و تنها ۱۰درصد به کاهش بارندگی مربوط است، در حالی که در سدهای زیردان و پیشین در حوضه خلیجفارس، کاهش جریان ورودی عمدتاً متأثر از عوامل طبیعی بوده است.
این وضعیت ناگزیر پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی گستردهای داشته است. کمبود آب در مخازن سدها، فشار را بر بخش کشاورزی که بیشترین مصرف آب را دارد، افزایش داده و امنیت غذایی کشور را به مخاطره انداخته است. همچنین در بخش تولید انرژی برقآبی، کاهش آب سدها به کاهش تولید و افزایش هزینهها منجر شده است. از طرف دیگر، افت سطح آب در مخازن، میتواند سبب افزایش فرسایش خاک و کاهش کیفیت آب شود که این امر خود پیامدهای زیستمحیطی جدی به دنبال دارد.
