آخرین بار که پسرم را دیدم ۱۱ خرداد بود. با خانواده به زمین کشاورزیمان در رشت رفته بودیم. از همانجا هم پسرم اتوبوس گرفت و به محل کارش در تهران رفت. غروب یکم تیرماه با امیرحسین تماس گرفتم، صحبت کردیم. پسرم به مادرش گفته بود هوای بابا را داشته باش. نگران خودش نبود، همیشه دلواپس ما بود
جوان آنلاین: استوار یکم شهید امیرحسین نصیری عضو یگان ویژه نیروی انتظامی از شهدای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیمصهیونیستی و امریکا به ایران است. جوان دهه هشتادی که به عنوان مدافع وطن آرزوی شهادت داشت و عاقبت این سعادت را در جنگ با اشغالگران قدس به دست آورد. امیرحسین یکی از شهدای پلیس و نیروهای یگان ویژه است که دوم تیرماه با حمله هوایی رژیمصهیونیستی به همراه تعدادی از همکارانش به شهادت رسید. گفتوگوی ما با فاطمه نصیری خواهر و محمد نصیری پدر شهید امیرحسین نصیری در زمانی انجام شد که تنها سه هفته از شهادت تنها پسرش میگذشت، اما پدر شهید با صلابت مثالزدنی در همکلامی با ما از پسر شهیدش گفت: پسرم از نوجوانی عضو بسیج و همچنین عضو افتخاری هلالاحمر بود. اهل هیئت و مسجد بود. هرموقع زمان کافی برای خدمت در هلالاحمر داشت، کمک میکرد. امیرحسین تنها پسرم بود و غیر از او خدا یک دختر به ما داده است. خواست خدا بود که این پسر با شهادت از پیشمان برود…
پدر شهید
پسرتان چه سالی عضو فراجا شدند؟
امیرحسین سال ۱۳۹۹ دیپلم گرفت و به خدمت سربازی در یگان ویژه رفت و بعد از اتمام سربازی همانجا استخدام شد. جوان بود و شور و شوق دفاع از وطن داشت، وقتی دید یگان ویژه نیرو میخواهد، به من گفت، بابا! میخواهم بروم یگان ویژه من هم موافقت کردم. میدانستیم به خاطر شغلش همیشه خطر در کمین است، اما پسرم تکواندو کار بود و روحیهاش برای شغلش مناسب بود.
چه روش تربیتی در خانوادهتان بود که پسرتان عاقبتش به شهادت ختم شد؟
رزق حلال پدر و تربیت مادر روی فرزندان اثر دارد. من روی روزی حلال حساس بودم. پسرم از کودکی همراه ما به مسجد و مراسم روضه اهلبیت (ع) میآمد. شاید توفیق شهادت را از همان روضهها گرفت. دین و دفاع از ناموس برای ما خیلی مهم است و همینها باعث شد پسرم با سن کم تشخیص دهد برای دفاع از کشورش به نظام خدمت کند. بعد از شهادتش اطرافیان میآمدند و میگفتند پسرت به مستمندان کمک میکرد. ما از کارهای خیرش خبر نداشتیم. پسرم همیشه شاد و خندان بود همه دوست داشتند با او رفتوآمد کنند.
