
به گزارش خبرآنلاین روزنامه اطلاعات نوشت: این پرسش مطرح میشود که چنین بستر شخصیتی، چه الزامات ساختاری و چه ضرورتهای تاریخی را فراروی جایگاه رهبری تازهمنصوب مینهد.
پاسخ را میتوان در شش محور زیر خلاصه کرد. این محورها نه از سر دلسوزیِ شتابزده یا توصیهای از بیرون، بلکه برآمده از واقعیتآزماییِ تجربهی تاریخی نظامهای سیاسی و دغدغهی همگانی برای تعالی ایران است.
۱ـ بازسازی روایت امید: شاید ژرفترین نیاز جامعه امروز ایران، فراتر از هر اصلاح اقتصادی یا سیاسی، «بازسازی روایت جمعی از آینده» باشد. جوانانی که در دو دهه اخیر، وعدههای نافرجام را از نزدیک لمس کردهاند، دچار «بیآیندگیِ اکتسابی» شدهاند؛ وضعیتی روانی که در آن افق آینده چنان مکدر دیده میشود که هر تلاشی بیمعنا مینماید. بی تردید، این بحران از هر تحریم خارجی کشندهتر است. پادزهر آن، ترسیم «چشماندازی عینی و دستیافتنی» از ایران توسعهیافته است. این چشماصور کنند. اگر قرار باشد نهادهای نزدیک به رهبری، همچنان با همان نیروهای پیشین اداره شوند، حتی بهترین نیتهای اصلاحی نیز در بروکراسی کهنه گرفتار خواهد آمد. جامعه، نه تشریفاتیترین چهرهها، بلکه مؤثرترین ذهنها را میطلبد؛ کسانی که شجاعت فکری برای نقد وضع موجود، توانایی عملی برای ترجمه ایده به برنامه، و شفافیت در برابر مردم را داشته باشند. انتخاب چنین یارانی، نه از سر بیاعتمادی به پیشینیان، که از سر اعتماد به آینده است.
نتیجهگیری: حضرت آیتالله خامنهای با آن سه ویژگی روانشناختی ظرفیت نظری یک رهبری مصلح و واقعبین را داراست. اما این ظرفیت تنها در صورتی به فعلِ اصلاحی تبدیل میشود که شش محور یادشده پیگیری شود. بیتردید، جامعه ایران از رهبری توانمند، پرکار و مردمی استقبال خواهد کرد.
17302
