
اکبر عبدی که در سالهای اخیر بارها در بیمارستان بستری شده بود، درنهایت در غروب تلخ جمعه دوم مردادماه ۱۴۰۵، خرقه تهی کرد و با رفتنش دل چند نسل از ایرانیان را به درد آورد. عبدی که در ماههای اخیر بارها سر از بیمارستان درآورده بود، حدود یک ماه بود که از بیمارستان مرخص شده و در منزل استراحت میکرد، جمعه شب بر اثر عارضه قلبی از دنیا رفت. مرگ حق است ولی برای اکبر عبدی با آن همه خاطرهای که برای ایرانیان ساخت و خندههایی که بر لبشان نشاند، هر رفتنی در هر سنی دریغآلود بود، چه رسد به ۶۵سالگی که میتوانست آغاز مسیری تازه برایش باشد.
در سالهایی که تعداد برنامههای نمایشی و سریالهای تلویزیون اندک بود و سرگرمی در جعبه جادو حکم کیمیا را داشت، اکبر عبدی با چهره منعطفش کودک شیرین تلویزیون شد و خیلی زود به سینما راه یافت. برای معدود کمدیهای دهه۶۰، عبدی انتخابی گریزناپذیر بود و حضورش در هر فیلمی با هر کیفیتی، غنیمتی بود توأمان برای تماشاگر و تهیهکننده که اولی خندهای بیدریغ و دومی گیشهای پررونق بهدست میآورد. در تداوم سنت کمدینهای ایرانی-، چون اصغر تفکری – از تیپسازی و آتراکسیون و نمایش روحوضی تا هنر بازیگری مقابل دوربین، عبدی همهچیز را به فراخور در چنته داشت.
