۱۴۰۳/۰۸/۱۴ ۱۰:۲۱

پرسش:
آیا میتوان رژیم شاه را رژیمی توسعهگرا دانست؟
پاسخ:
بسیاری بر این باورند که جامعه ایران پیش از دوران پهلوی، جامعهای سنتی، بسته و عقبمانده بود؛ اما در دوران پهلوی با یک توسعهگرایی مواجه هستیم که ایران را به سمت ترقی و رشد برده و از حالت سنتی و عقبمانده گذشته خارج کرده است. چقدر این انگاره صحیح است؟
محمدرضا شاه پهلوی چنانچه در کتابهای خود مانند «بهسوی تمدن بزرگ»، «مأموریت برای وطنم»، «انقلاب سفید» و «پاسخ به تاریخ» بارها بیان کرده، مدعی بود که ایران باسیاستهای مدرن و مترقی وی که تداوم سیاست پدرش است در حال پشت سر گذاشتن عقبماندگی و سیاهی دوران قاجار و حرکت بهسوی دروازههای تمدن بزرگ بوده است. در واقع دوران پهلوی را یک دوران مدرن و توسعهگرا معرفی میکنند. این امر از چند منظر قابلتأمل است:
1. ابتدا باید دید که معنای توسعهگرایی چیست وگرنه بررسی توسعهگرایی دوران پهلوی امری مجهول و غیرقابل استناد خواهد بود.
مفهوم توسعه و توسعهگرایی بهشدت مورد مجادله است. (1) اما درواقع توسعهگرایی به این معنا است که حاکمیت به چه طریقی میتواند به بهترین وجه ممکن و با استفاده از آخرین دستآوردهای بشری تغییره به دنبال توسعه بود و از نظام برنامهریزی که از منظر نظام جهانی در راستای وابستگی و توسعه، سراسیمه طراحی و تنظیمشده بود، در ایران بر دیکتاتوری دولت اضافه کرد.
حکومت پهلوی در انطباق سنت و مدرنیته بهشدت دچار مشکل بود و با روشهای خود تناقضات زیادی در حوزه فرهنگی ایجاد کرد. توسعه اقتصادی و سیاسی نامتوازن بود و درنتیجه توسعه اقتصادی به نتیجه مطلوبی نرسید و تعادل اجتماعی را به هم زد. سیاستهای صنعتی شدن شاه، ضمن اینکه در حوزه صنعت، دستاورد قابلتوجهی نداشت و صنایع ایران را وابسته و مونتاژی رشد داد، کشاورزی کشور را با بحران جدی روبهرو ساخت و موجب مهاجرت مخرب و گسترده و ایجاد طبقههای جدید و آسیبپذیر در شهرها گردید. بنا به گزارش سازمان بینالمللی کار در دهه ۱۳۵۰ (۱۹۷۰) ایران به یکی از بدترین کشورهای جهان تبدیلشده بود. (9)
اساساً اقدامات پهلوی دوم، اصلاحات از بالا بود و در جهت تحکیم قدرت شخص شاه، کانالیزه و هدایتشده بود. ازآنجاکه اینگونه اصلاحات، شامل ساختار سیاسی نمیشود و تغییرات بنیادی ایجاد نمیکند، درنهایت بهصورت نمایش توسعه درمیآید که صرفاً باعث دلخوشی شخص شاه و آمار سازی میشود.
