مدیرعامل تنها کسی است که بر همه ابعاد یک سازمان از فرصتها تا چالشها اشراف کامل دارد. این موقعیت، دیدگاهی منحصربهفرد و البته مسئولیتی سنگین به همراه دارد؛ عبور از پیچیدگیها، حفظ تمرکز در مسیرهای سخت و گرفتن تصمیمهایی که ممکن است مسیر آینده شرکت را بهکلی تغییر دهد. در چنین مسیر پرچالشی، احساس تنهایی گاهی سراغ مدیرعامل میآید و همین موضوع میتواند شرایط را دشوارتر کند. با این حال، تصمیمگیری در این موقعیتها فقط از عهدهی خود او برمیآید. نقش مدیرعامل مدرن مدام در حال تغییر است، برای اینکه بتواند اثربخش و پایدار باقی بماند، نیاز به اقداماتی اصولی، بهروز و هوشمندانه دارد.
مدیرعاملان باید بهخوبی بدانند که تلاشهایشان را کجا و چگونه هدایت کنند تا بیشترین اثر را بر سازمان بگذارند. مسئله فقط حل چالشها نیست، چون این چالشها بیپایاناند. بلکه نکته کلیدی این است که تشخیص دهند در کدام نقاط، تنها خود آنها میتوانند تأثیری متفاوت و اساسی داشته باشند.
