بحث بنزین بیش از هر کالای دیگری بار نمادین پیدا کرده است و هر بار که سخن از اصلاح سیاستهای انرژی مطرح میشود
جوان آنلاین: بحث بنزین بیش از هر کالای دیگری بار نمادین پیدا کرده است و هر بار که سخن از اصلاح سیاستهای انرژی مطرح میشود، موجی از قضاوتهای شتابزده و مقایسههای نادرست فضای عمومی را در برمیگیرد. مسئله آنقدر به زندگی روزمره مردم نزدیک است که کوچکترین اظهارنظر درباره آن بحثها را برمیانگیزد. بخش قابل توجهی از این هیاهو ناشی از تقلیل یک موضوع پیچیده اقتصادی به چند گزاره ساده و اغلب خطاست. یکی از این گزارهها که بارها تکرار میشود، این است «آب از بنزین گرانتر است»؛ جملهای که به ظاهر جذاب است، اما هیچ کمکی به درک واقعیت اقتصاد انرژی نمیکند. قیمت آب بطری بیش از آنکه به ارزش آب مربوط باشد، تابع هزینه بستهبندی، حملونقل، مواد پتروشیمی و زنجیره توزیع است. بنزین نیز تنها یک کالا نیست که با مقایسه سطحی بتوان درباره سرنوشت آن حکم صادر کرد. مسئله مهمتر ساختار توزیع یارانه و نسبت آن با عدالت اجتماعی است که در سالهای اخیر کمتر درباره آن بحث و اغلب در میان جنجالهای بیثمر گم شده است.
سیاست انرژی زمانی دچار اختلال میشود که مصرف بنزین بدون هیچ محدودیت و تفکیک درآمدی یارانه دریافت میکند. در وضع کنونی، هر میزان مصرف بنزین به صورت یارانهای عرضه میشود و تفاوتی میان فردی که خودرو ندارد با فردی که چند خودرو دارد، وجود ندارد. نتیجه این سیاست این میشود که سهم دهکهای پردرآمد از یارانه بنزین به مراتب بیشتر از دهکهای پایین است و همین مسئله به گسترش شکاف طبقاتی دامن میزند. یارانهای که باید یک ابزار حمایت اجتماعی باشد، برعکس عمل میکند و فشار بیشتری را بر کمدرآمدها وارد میسازد. این وضعیت نه از منظر عدالت قابل دفاع است و نه از نظر اقتصادی دوام میآورد، زیرا هر نوع یارانه نامحدود، ارزش ذاتی انرژی را از میان میبرد و مصرف را به سمت بیرویه بودن سوق میدهد.
مقایسه کیفیت خودروهای داخلی با بهترین مدلهای هیبریدی روز جهان قیاسی بیاعتبار است چه آنکه عدد و رقم نشان میدهد بخش مهمی از خودروهای داخلی، اگرچه ایدهآل نیستند، اما فاصلهای به آن اندازه که در فضای رسانهای تصویر میشود با میانگین جهانی ندارند. همچنین برخی گزارشها چنان طراحی شدهاند که مردم مقصر اصلی مصرف بالای انرژی معرفی شوند. این شیوه تحلیل به جای پرداختن به ریشه مشکل، انگشت اتهام را به سمت مصرفکننده نشانه میگیرد و موضوع اصلی، یعنی ساختار ناعادلانه یارانه انرژی در سایه قرار میگیرد.
سهم مصرفکننده از یارانه انرژی باید بر مبنای حق و نیاز و نه بر مبنای تعداد خودرو یا میزان درآمد تعیین شود، بنزین تا جایی که برای مصرف ضروری و بهینه استفاده شود، حتی اگر نسبت به کالاهای دیگر ارزان باشد، مشکلی ایجاد نمیکند. مسئله زمانی آغاز میشود که یارانه بدون سقف به مصرف اضافه اختصاص پیدا میکند و دهکهای پردرآمد از آن بهصورت چند برابری بهرهمند میشوند. اقتصاد انرژی زمانی قابل اتکاست که رانت پنهان از آن حذف شود و هر فرد سهم مشخصی از بنزین یارانهای داشته باشد که بتواند به بهبود کیفیت زندگی خانوار کمک کند و از طرفی مانع فشار قیمتی بر قشرهای آسیبپذیر شود.
