عصر ایران؛ مهرداد خدیر- ( قبلالتحریر: این یادداشت شاید مصداق مته به خشخاش گذاشتن باشد ولی اگر هم باشد باید نوشته میشد!)
برخی از اطرافیان رسانهای آقای رییس جمهور از بهترین دوستان رسانهای نویسندۀ این سطورند اگرچه در این دو سال تقریبا ارتباطی نداشتهایم مگر به تصادف جایی هم دیگر را دیده باشیم و سلامی و علیکی و سؤالی درگوشی برای کسب خبری محرمانه که غالبا هم اطلاع ویژه نداشتهاند یا بروز ندادهاند! برخی تصور میکنند هر چه رازآلودتر در نظر آیند مهمترند! یا هر خبری را محرمانه میدانند در حالی که سال 67 آقای محسن رضایی بعد از ختم جنگ میگفت شب عملیاتی با لباس مبدل به حمامی در اهواز رفتم و مرد دلاک (ماساژورهای نسل قدیم!) درِگوش من گفت: آقا محسن! امشب عملیاته؟!
باری، آن دوستی و علاقه و سلامت نفس رییس جمهوری و دوستان اما مانع آن نیست که انتقاد کنیم آخر چرا رییس جمهوری باید کاغذ امضا شده را بی هیچ پوششی بالای دست بگیرد در حالی که می توانست در پوشینه یا چرمینهای باشد یا اگر تصویر برداری زنده و مستقیم نبوده چرا دوباره و سه باره نگرفتهاند تا شکیلتر باشد؟ خود او که هزار صنم دارد و نمیتواند فکر یاسمن باشد. دیگران چه؟
