
اقتصاد۲۴- بیتا محسنی – همه ما آن داستان معروف را شنیدهایم: جاده شمال، تعطیلات، ترافیک و بنزینی که بیرحمانه در صف ماشینها دود میشود. اما آیا واقعاً معضلی بزرگتر از ترافیک جاده شمال داریم؟ پاسخ، در خیابانهای همیشه شلوغ تهران نهفته است. شهری که هر روز با ترافیکی دستوپنجه نرم میکند که نه تعطیلات میخواهد، نه جاده شمال. اینجا، در قلب تهران، زندگی بیشتر به معنای «گیر کردن» است تا «پیش رفتن». ترافیکی که به اندازه یک جاده شمالی بنزین نمیسوزاند، بلکه انرژی، وقت و حتی آرامش روحی و روانی ساکنانش را میبلعد.
برای درک فاجعه دوباره تصور کنید، ساعتی در ترافیک تهران گیر کردهاید. هر بار که در ماشین مینشینید، زمان به آرامی ذوب میشود، همانطور که سوخت ماشینتان. ماشینها مثل سربازان شکستخورده، یک به یک حرکت میکنند، اما پیشرفتی نمیبینند. اگر تهران را به یک زندان تشبیه کنیم، ترافیکش سلول انفرادی است. به جای میلههای آهنی، شما در قفس شیشهای ماشینتان زندانی هستید؛ منتظر یک حرکت، یک فرار، یک روزنه امید که شاید هرگز نرسد.
