
در تحلیل نبرد ایران و آمریکا، پر سوم یا تنگه هرمز، نشاندهنده یک تحولِ بنیادین در ادراکِ استراتژیکِ ایران است. پَرِ سوم تجسمِ خردِ نهادینه شده در جغرافیا است.
یادداشت مهمان – نورالله مرادی، کارشناس و پژوهشگر رسانه: تاریخ ایران، برخلاف بسیاری از تمدنها و کشورهای تازهساز، تنها بر خاک بنا نشده؛ بلکه بر ریشههای بنیادین خرد و خاک استوار است که در بزنگاههای بزرگ، از متن خارج شده و در کالبد جغرافیا حلول میکند. یکی از عمیقترینِ این رمزها، داستان «پَرِ سیمرغ» است؛ ودیعهای بی بدیل که سیمرغ به زال هدیه داد برای روز مبادای خونیرث (دل عالم، ایران). در شاهنامه حکیم فردوسی تنها به دو بار استفاده از پر سیمرغ اشاره شده است اما در روایت و نقل نقالان، راویان محلی و سنتهای شفاهe=”text-align:justify”>این نبرد ثابت کرد که ایران به سمت «منطقِ بازدارندگی» حرکت کرده است. اگر در اسطوره، سیمرغ باید فرود میآمد تا گره بگشاید، در واقعیتِ امروز، «سیمرغ» همان ایمان الهی، اندیشههای متعالی فرزندان خردمند و دلسوز ایران و موقعیت خاص ژئوپلیتیکی است که در تار و پودِ سرزمین ما بافته شده است. استفاده از هرمز در برابرِ آمریکا و ائتلاف عبری-عربی نه یک واکنشِ احساسی، بلکه ترجمانِ امروزین همان «تیرِ گز» بود؛ یعنی شناساییِ دقیقِ آسیبپذیریِ حریف و استفاده از کمترین نیرو برای دستیابی به بیشترین اثر.
در نهایت، پَرِ سیمرغ به ما میآموزد که اقتدارِ جهانی، محصولِ تکیه بر ابزارهای بیگانه نیست، بلکه در گرویِ بازخوانیِ داراییهای پنهانِ خویش است. ایران با فعالسازیِ این پَر، توازنِ قوای نوین را علاوه بر «تقابلِ سخت»، بر پایه «تصلبِ استراتژیک» بنا کرد و رژیم حقوقی تازهای را در جهان جدید پایه گذاشت.
