عصر ایران؛ مهدی مالمیر– با اطمینان و بی هیچ سایۀ تردیدی می شود این مدعا را پیش کشید که هر انسانی در طولِ مدتِ زندگی اش احساس « تنها ماندن» را از سر گذرانده است.
انسان به سبب اینکه موجودی اجتماعی است خیلی زود شاید از همان چند سال نخست زندگی با احساس تنهایی آشنا میشود.
«تنهایی» از آغاز جهان با انسان بوده است. تو گویی که همزاد آدمی است. اما با این همه، زمان لازم بود تا تنهایی، موضوع تفکر فیلسوفان و نویسندگان قرار گیرد: اینکه تنهایی به راستی چگونه پدیده ای است؟ چه تفاوتی با گوشه نشینی و عزلت گزینی دارد؟ چرا انسان احساس تنهایی می کند؟
آیا تنهایی صرفا به معنی از جمع جدا بودن است؟ انسان تنها چه خصوصیت یا خصوصیاتی دارد؟ هرکه را که به صورتی فردی زندگی می کند می شود سبکسرانه تنها نامید؟
تنهایی در طول تاریخ، بیش و کم با بارِمنفی در میان انسان ها همراه بوده است. تنهایی را پدیدۀ مطلوبی نمی دانستند. تنهایی در زمان های دور، با بیماری و کهنسانی گره خورده بود.
اما امروزه نه فقط تنهایی بارِ منفی به مثابه روزگار رفته را از دست داده ، بلکه برای برخی فیلسوفان امری ضروری برای درک و دریافتِ خودِ آدمی است.
بهترین ودلپذیر ترین لحظات، ای بسا در تنهایی رقم می خوردند: تجربۀ شنیدن بهترین موسیقی ها، فیلم های از یاد نرفتنی در خلوت به سراغ انسان می آید و البته چه بسا اندیشه های بکر که در خلوت و تنهایی از ذهن و ضمیر انlength);
const selectedItem = newsList[randomIndex];
if (!selectedItem || typeof selectedItem.id === ‘undefined’) {
return;
}
const safeId = encodeURIComponent(selectedItem.id);
container.style.display = ‘flex’;
linkEl.href = `/fa/news/${safeId}`;
})();
