
تاریخ ملتها تنها در میدانهای نبرد، اتاقهای مذاکره یا صندوقهای رأی نوشته نمیشود؛ گاه سرنوشت یک ملت در نحوه مواجهه آن با اختلافات داخلی رقم میخورد. جوامع بزرگ، جوامعی نیستند که فاقد اختلاف باشند، بلکه جوامعی هستند که میدانند چگونه اختلاف را به گفتوگو تبدیل کنند و چگونه رقابت سیاسی را از مرزهای منافع ملی عبور ندهند. آنچه ملتها را فرسوده میکند، صرفاً جنگ خارجی یا تحریم اقتصادی نیست؛ گاه خطرناکتر از آن، شکلگیری نوعی سیاستورزی بحرانمحور است که بقای خود را نه در حل مسئله، بلکه در تداوم تنش، دو قطبیسازی و بازتولید نزاع جستوجو میکند.
در روزهایی که کشور پس از پشت سر گذاشتن یکی از حساسترین دورههای امنیتی و نظامی خود، بیش از هر زمان دیگری به آرامش، بازسازی، همافزایی نهادی و تمرکز بر مسائل معیشتی نیاز دارد، مشاهده برخی تحرکات سیاسی که با هدف مخالفت با توافق احتمالی میان ایران و آمریکا سازماندهی میشود، پرسشهای مهمی را درباره نسبت میان منافع ملی و منافع جناحی ایجاد کرده است. بهویژه آنکه این اقدامات در شرایطی صورت میگیرد که مهمترین دغدغه امروز جادگی نیازمند است. کودک ایرانی حق دارد در کشوری زندگی کند که سیاستمدارانش به جای بازتولید بحران، برای حل مسئله رقابت کنند؛ به جای تشدید شکافها، بر اشتراکات تأکید کنند؛ و به جای گروگان گرفتن آینده، برای ساختن آن تلاش نمایند.
تاریخ در نهایت قضاوت خود را خواهد کرد. همانگونه که بسیاری از جریانهای افراطی در طول تاریخ در برابر منافع ملی ایستادند و سپس به حاشیه رانده شدند، هر سیاستی که امید، رفاه و آینده کودکان را قربانی منافع زودگذر سیاسی کند نیز سرنوشتی بهتر نخواهد داشت. زیرا ملتها ممکن است بسیاری از اختلافات سیاسی را فراموش کنند، اما هرگز از یاد نخواهند برد چه کسانی در بزنگاههای تاریخی، کنار آینده ایستادند و چه کسانی در برابر آن. و آینده، چهرهای جز کودکان این سرزمین ندارد.
* حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان
