زنی جوان که زندگی اش در جریان دعوای خانوادگی در آستانه فروپاشی قرار گرفته است، سرگذشتش را بازگو کرد.

به گزارش سیتنا، من تنها دختر خانواده هستم و سه برادر دارم که همه آنها ازدواج کرده اند. پدرم خیلی به پسرهایش بها میداد و آنها را بیشتر از من دوست داشت. با این حال، آنها به نصیحتهای پدرم گوش نمیکردند و مدام به دنبال دعوا بودند. خلاصه من به دانشگاه رفتم و در رشته علوم تربیتی درس میخواندم. آن جا با «امین» آشنا شدم. او مهندسی میخواند. ما سه سال با هم دوست بودیم، دراین مدت «امین» سعی میکرد کاری برای خودش دست و پا کند.
