پرویز خسروانی نمونهای گویا از کارگزاران رژیم پهلوی بود که با تکیه بر وابستگی عقیدتی به تشکیلات بهائیت و نزدیکی به دربار پهلوی دوم، در عرصههای مختلف از قدرت سوءاستفاده میکرد. او که بهظاهر چهرهای فرهنگی و ورزشی معرفی میشد، در عمل به مهرهای کلیدی در اجرای سیاستهای پنهان رژیم بدل شد از جمله تلاش برای عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی از طریق ابزار ورزش و به خدمت گرفتن باشگاه تاج!
جوان آنلاین: سپهبد پرویز خسروانی از چهرههای امنیتی و نظامی پرنفوذ دوران پهلوی در مهمترین بزنگاههای سرکوب مردمی از ۲۸ مرداد تا ۱۵ خرداد نقش محوری داشت. افسری با سابقه عضویت در سازمان فراماسونری و تشکیلات بهائیت، روابط پنهان با صهیونیستها و زندگی پرزرقوبرق که در دوران اوجگیری انقلاب اسلامی، ایران را ترک و به امریکا گریخت! مقال پی آمده به گوشهای از اقدامات او در دوران حکومت پهلوی دوم میپردازد؛ امید که تاریخ پژوهان را مفید و مقبول آید.
پرویز خسروانی و پیوند با خانوادهای بهایی
پرویز خسروانی افسر ارتش پهلوی در دوران دانشجویی در دانشکده افسری، با مشکلات اقتصادی جدی مواجه بود. به گفته حسین فردوست از نزدیکان محمدرضا پهلوی، خسروانی از همان دوران به دنبال ازدواج با زنی متمول بود تا از طریق آن وضعیت مالی خود را بهبود بخشد. در نهایت انتخاب او دختری از یک خانواده ثروتمند و بهایی به نام «ملیحه نعیمی» بود. ملیحه، دختر عبدالحسین نعیمی از اعضای بانفوذ جامعه بهایی و از کارمندان سابق سفارت بریتانیا در تهران، شاعر و از سران بهائیت به شمار میرفت. (۱) پس از ازدواج، خسروانی در خانهای که از سوی پدر همسرش در جوار عمارت اصلی ساخته شده بود، اقامت گزید. با این همه این ازدواج، تنها یک پیوند خانوادگی نبود. براساس اسناد ساواک، این رابطه خسروانی را به محافل داخلی و بینالمللی جامعه بهایی وارد کرد. ساواک تهران در گزارشی به سپهبد نعمتالله نصیری رئیس وقت ساواک، در ۱۰ مهر ۱۳۴۵ ش، از بهاییشدن خسروانی از سوی ملیحه نعیمی خبر میدهد و تأکید میکند که خسروانی در عین حمایت از افسران و درجهداران بهایی در حوزه مسئولیت دولتی خود، به منظور حفظ شئون نظامی و سیاسی خویش میکوشد که گرایش دینی خویش را پنهان بدارد: «دختر نعیمی که زن سرلشکر خسروانی است، در چند سال قبل توانست به طور محرمانه، شوهرش (سرلشکر خسروانی) را به دین بهایی گرایش دهد. سرلشکر خسروانی در حضور آقای دکتر علی محمد ورقا استاد دانشگاه که از بهائیان متعصب و یکی از روحانیون بهائیان است با حضور آقای نعیمی رسماً به دین بهایی گرویده و قرار بر این شده که از لحاظ حفظ پرستیژ و شئون نظامی و بعضی پستهایی که به وی محول شده، بهاییبودن وی از چارچوبه دیوار خانوادگی تجاوز نکند….» (۲)
گزارشی از ساواک در سال ۱۳۴۴ش، حاکی از آن است که سرلشکر خسروانی از بهائیان فعال و ادارهکننده یکی از «لجنههای» این تشکیلات بوده است. این جلسات هفتگی با حضور چهرههایی، چون عطاءالله خسروانی (وزیر وقت کار)، دکتر راسخ و دکتر ایقانی در منزل او برگزار میشد. گفته میشود که تصمیمات این جمع از طریق سپهبد ایادی پزشک مخصوص شاه و یکی از مهرههای کلیدی دربار، به دربار منتقل میشده است. (۳) علاوه بر این، گزارشهایی مبنی بر فعالیتهای گسترده خانواده نعیمی، در تشکیلات جهانی بهائیت وجود دارد. عبدالحسین نعیمی که شهرت خود را علاوه بر جایگاه اجتماعی، بهواسطه نسبش با نعیم شاعر معروف بهایی به دست آورده بود، بهطور منظم به لندن سفر میکرد تا در تنظیم ساختارهای تبلیغی این تشکیلات مشارکت داشته باشد. طبق همین اسناد، دختران خانواده نیز در محافل اشرافی و میهمانیهای سیاسی حاضر میشدند و در جمعآوری اطلاعات، نقش ایفا میکردند. (۴) سرلشکر خسروانی با پشتوانه این ارتباطات، در ساختار ارتش و دولت پهلوی به سرعت رشد کرد و به گفته برخی منابع، از نفوذ خود برای ارتقای نظامیان بهایی و جذب آنها به پستهای حساس استفاده میکرد. از سوی دیگر عطاءالله خسروانی برادر او و وزیر وقت کار نیز نقش مشابهی را در بدنه وزارتخانه خود ایفا میکرد و بسیاری از پستهای کلیدی را به افراد وابسته به این جریان واگذار کرد. «مهندس مجد» معاون فنى وزارت کار و «پرتو اعظم» مدیرکل امور اجتماعى وزارت کار از جمله این افراد بودند. (۵)
