تقابل قلیچ‌خانی و پهلوی؛ مصاف «قهرمان» و «پادشاه»

پرویز قلیچ‌خانی 23 روز پس از عبدالله موحد درگذشت. هر دو برای ایران افتخارات شگفت‌انگیزی رقم زدند. ولی هر دو نیز به نوعی چوب‌خوردۀ دستگاه شاه بودند. مرگ این دو ورزشکار برجسته، پروندۀ وقایعی را مجددا گشود که بازخوانیِ آن‌ها هنوز هم قدرت تخریب اعتبار سیاسی پادشاهیِ پهلوی را دارد.

تاریخ انتشار: ۱۵:۵۹ – ۱۲-۰۳-۱۴۰۵

   عصر ایران؛ هومان دوراندیش – درگذشت پرویز قلیچ‌خانی، چنانکه انتظار می‌رفت، ابعادی فرافوتبالی پیدا کرد و دستمایۀ بحث و نقد سیاسی شد. طبیعتا مخالفان رژیم شاه، برخوردهای ساواک با قلیچ‌خانی را لکۀ ننگی در کارنامۀ آن رژیم تلقی کردند چراکه قلیچ‌خانی، به اجماع کارشناسان، بهترین بازیکن تاریخ فوتبال ایران است و قاعدتا تحقیر سیاسی او از طرف دستگاه امنیتی یک پادشاه قَدَرقدرت، خوش‌آیند و شایسته نیست.

   موافقان رژیم شاه هم، به این واقعیت تاریخی اشاره می‌کنند که او چپ‌گرایی بود که ایران را بدون نظام پادشاهی خوش داشت ولی وقتی آرزویش محقق شد، به تدریج ملتفت شد خودش هم در ایرانِ پساپادشاهی جایی ندارد؛ هم از این رو وطن را پسِ پشت نهاد و به غرب مهاجرت کرد.

  اما فارغ از این نقدهای متقابل، که درست هم به نظر می‌رسند، مسألۀ “قلیچ‌خانی و رژیم شاه” را می‌توان در بستری وسیع‌تر نیز نگریست که اتفاقا جنبۀ “ملی” هم دارد. در همان دوران، یعنی دهه‌های 1340 و 1350، رژیم شاه به غیر از قلیچ‌خانی، با غلامرضا تختی و عبدالله موحد نیز مشکل داشت. مقامات ورزشی رژیم، تختی را در یک سال آخر عمرش از حضور در سالن‌های کشتی منع کرده بودند، عبدالله موحد را نیز در دهۀ 1350 از شرکت در تمامی “رشته‌های ورزشی”  محروم کردند.

منبع  : عصر ایران

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *