اولین فرضیه رویا توسطویلهلم وندتو در اواسط قرن نونزدهم پیشنهاد شد اگر چه پیش از وندت برخی از متفکران دوران روشنگریرویا را به فعالیت مغزی نسبت داده بودند، ولی این دیدگاهها به دست فراموشی سپرده شده بود و بصورت جدی دنبال نشده بود. بر اساس فرضیه وندت در هنگام دیدن رویا، برخی از فعالیتها مغزی مانند تصویر سازی و عاطفه تشدید شده ولی برخی دیگر مانند حافظه و خودآگاهی از کار میافتند). پس از او فروید نظرات وندت را ادامه داد، ولی بزودی بدلیل موجود نبودن دادهها و اندازگیری نظرش را تغییر داده تفسیری روانشناسانه از رویا ارائه داد که رویا حاصل سرکوب شدن امیال درونی ناخود آگاه توصیف میکند.
منابع برای نظریه پردازی در مورد رویاها
نظریه پردازی در مورد رویاها نیازمند جمع آوری دادهها و تحلیل آنها میباشد. از آنجایی که مشاهده مستقیم رویاهای افراد مختلف ناممکن میباشد، رویاها باید از بخش قابل مشاهده رفتاری انسانها استنتاج شوند. اما اینگونه روشهای جمع آوری داده و اهدافی که این روشها دنبال میکنند، خود بر روی نتایجی که نهایتاً گرفته میشوند تأثیر میگذارند. گزارشهایی که از خواب افراد در محیط خانه جمع میشوند با آنهایی که در آزمایشگاه جمع آوری میشوند تفاوتهایی میدارد (عموماً خوابهایی که در خانه دیده میشود ماهیت احساسی و جنسی بیشتری دارند). افراد بندرت بصورت فوری ذکر میکنند که خوابشان را رنگی دیدهاند، اما پس از پرسیدن سؤالات دقیق عموماً وجود رنگها را در خوابشان ذکر میکنند. زمان خواب روی آن تأثیر میگذارد، مثلا خوابهای صبح عموماً غنی تر و پیچیده تر از خوابهای اول شب است. همچنین آنچه که شخص پس از بیداری از خوابش به یاد میآورد، با آنچه پس از گذشت مدتی زمان در وضعیت بیداری به یاد میآورد متفاوت است. خوابهای افراد مختلف دارای ویژگیهای منحصر به فرد میباشد
